Skip to main content
فهرست مقالات

نقش کتاب مقدس و ارباب کلیسا در ظهور فمینیسم/ بخش سوم

نویسنده:

ISC (40 صفحه - از 41 تا 80)

کلیدواژه ها :

مسیحیت ،فمینیسم ،کتاب مقدس ،الهیات مسیحی

کلید واژه های ماشینی : الاهیات ، کتاب مقدس ، زنان ، مسیحیت ، کانت ، حوا ، الاهیات مسیحی ، فمینیست‌ها ، آدم ، آموزه‌های الاهیات مسیحی

در میان عوامل مختلفی که در ظهور فمینیسم نقش داشته‌اند، مسیحیت مهم‌ترین نقش را ایفا کرده است. نظام الهیات مسیحی دارای ماهیتی کاملا جنسیتی است و نگرش منفی به زن را القاء می‌کند. شاهد این مدعا، آموزه‌های الاهیات مسیحی و به طور خاص آموزه‌های مربوط به زنان است که در آراء و اندیشه‌های فلاسفه، متکلمان و متألهان مسیحی و آباء کلیسا به طور برجسته و بارزی نمودار است. این نوشتار در راستای بحث از خاستگاه اصلی جنبش زنان، پس از بررسی آراء اندیشمندان مسیحی قرون اولیه و میانه در شمارة پیشین نوشتار، به بررسی اهم مواضع و رویکردهای تبعیض‌آمیز جنسیتی متفکرین مسیحی از دوره رنسانس تا عصر حاضر می‌پردازد. بررسی این مواضع، عمق کینه‌ورزی مسیحیت با جنس مونث را آشکار کرده و نشان خواهد داد که فمینیسم مواجهة طبیعی زن غربی با آموز‌ه‌های زن ستیز مسیحیت است.

خلاصه ماشینی:

"اراسموس داستان آدم و حوا را با افسانه‌ی «پرومتئوس»[VII] یونانی می‌سنجید و به جای تفسیر لفظی کتاب مقدس به روش استعاری و تفسیر عقلانی قـائل بود (دورانـت، 1368: ج 6، ص 349) تـا آن کـه در سـال (1854م) در برابر فشـار درخواست مردم عوام، رهبران کلیسا و فرانسیس‌ها این آموزه‌ را مجددا احیا نمودند؛ به این مفهوم که نطفه‌ی مریم عذرا عاری و بری از گناهکاری ذاتی اولیه است؛ زیرا طبق الاهیات مسیحی هر کودکی که پس از دوران آدم و حوا به دنیا آمده، به آن گناه آلوده بوده است (همان: ج4، ص1004). اما کانت چگونه آموزه‌های مسیحی را بازخوانی و تفسیر کرده است؟ او علت آموزه‌ی گناه اولیه ومنشأ عصیان آدم و حوا را در بی‌تجربگی و عدم تکامل عقلی اجداد انسان می‌داند و گفته‌ی کتاب مقدس را درباره‌ی منشأ شرارت ذاتی آدم، به منشأ زمانی تأویل و تفسیر می‌کند (همان: ص80). همان طور که مشاهده شد، نیچه برای الاهیات مسیحی پشیزی ارزش قائل نیست و با نگاه کاملا فراجنسیتی به سرنوشت انسان و مقام و وضعیت او به طور کلی در نظام الاهیات سنتی مسیحی می‌نگرد و کاملا با کانت همراهی می‌نماید؛ اما به علل نامعلومی، هنگامی که درباره‌ی زنان سخن می‌گوید، به یک‌باره تمام مواضع فلسفی و الاهیاتی خود را فراموش کرده و در دام افکار سنتی و الاهیات مسیحی که در ضمیر ناخودآگاه او نهادینه شده است، می‌افتد و به گونه‌ای تناقض‌آمیز و تبعیض‌آمیز با مسائل زنان روبه رو می‌شود و حتی برای اثبات صحت آراء خویش، به آیات کتاب مقدس استناد می‌جوید و با عبارات موهن و گاه بسیار رکیک و غیراخلاقی از زنان یاد می‌کند."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.