Skip to main content
فهرست مقالات

الگوهای خدمتگزاری (2) این شماره: تیمسار سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی

(8 صفحه - از 147 تا 154)

کلید واژه های ماشینی : تیمسار سرلشکر خلبان شهید عباس، سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی، بابایی، تیمسار بابایی، پوتینهای، پرتقال، تیمسار بابایی خلبان کیسه، سوغاتی، شهید بابایی، ماشین

خلاصه ماشینی:

"روزی از ایشان پرسیدم: ـ چرا شما دسرتان را نمی‌خورید؟ ایشان ابتدا کمی مکث کردند و به خاطر اینکه ادب را رعایت کرده باشند و پرسش مرا بی پاسخ نگذاشته باشند، گفتند: ـ اتفاقا پرتقال میوه بسیار مفیدی است. چه حکمتی است که شما پرتقالهای دسر را نمی‌خورید؛ ولی همین حالا چند دانه از این پرتقالها را خوردید؟ شهید بابایی گفتند: ـ آقای صراف! من تا چند لحظه در فکر آن دو دختر بودم که تنها با پای برهنه و آن همه هیزم که روی دوششان گذاشته بودند در آن بیابان چه می‌کنند، که ناگهان عباس رشته افکارم را پاره کرد و گفت: ـ خوب شد که شما این دختران معصوم را دیدی؛ تا دیگر اینقدر راجع به لباس و ظاهر من بحث نکنید. ایشان کمی مکث کردند، سرشان را پایین انداختند و به آهستگی گفتند: ـ از شما تشکر می‌کنم که در آنجا به یاد ما بودید؛ ولی با توجه به اینکه ما در هر وضعی که باشد، بالای سر زن و بچه‌هایمان هستیم، اگر از این نوع میوه‌ها هم نخریم سعی می‌کنیم نوع ارزانتر آن را تهیه کنیم. بعد که فکر کردم دانستم تیمسار بابایی به خاطر عدم قبول سوغاتی برای دلجویی از من تشریف آورده‌اند و با این کار خواسته بودند تا محبت و دوستی خود را ابراز نمایند. با خود گفتم این بنده خدا چرا اینجا خوابیده، بیشتر که دقت کردم متوجه شدم آن شخص تیمسار بابایی است و چون دیروقت آمده نخواسته ما را بیدار کند. شهید بابایی در پاسخ گفت: ـ من از شما تشکر می‌کنم؛ ولی این کارگران بخورند لذتش برای من بیشتر است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.