Skip to main content
فهرست مقالات

هفت...هشت

نویسنده:

(2 صفحه - از 64 تا 65)

کلید واژه های ماشینی : ننه ، مادر ، پتو ، جلیل ، صبح ، جلیل زیر پتو تکان ، سفره ، خدیج ، اتاق صدای خرخر محسن ، رختخواب

خلاصه ماشینی:

"بعد از شستن دست و صورت با آب سرد شیر کنار حوض که‌ باعث لرزش استخوانهای تنم می‌شود،از لب حوض بلند می‌شوم؛ به آشپزخانه برمی‌گردم؛مادرم درحال زدن شیر و عسل و تخم مرغ‌ جلیل است. وقتی‌ از آشپزخانه برمی‌گردم،از پشت شیشه مادر را می‌بینم که بالای‌ سر جلیل ایستاده است و لیوان شیر را هم می‌زند. پدر با دهان پر فقط سری تکان می‌دهد و محسن وارد اتاق می‌شود. مادر با وحشت رو به محسن می‌کند: -خوب ننه؛آقات که چیزی نگفت،بس کن صلوات بفرست‌ ننه. محسن این را می‌گوید و لقمه نیم خورده‌اش را پرت می‌کند وسط سفره و بلند می‌شود. مادر به اتاق برمی‌گردد؛همان پایین می‌نشیند و شروع به گریه‌ می‌کند: -اکبر آقا دست وردار. مادر با گوشه روسری اشک چشمش را پاک می‌کند؛ می‌گوید: -جلیل ننه پاشو. وقتی که پدر می‌خواهد از اتاق خارج شود،رو به مادرم می‌گوید: -خانوم خوب گوش کن،به آمیرزا حسن می‌گی ما دختر به‌ پسر اونا نمی‌دیم."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.