Skip to main content
فهرست مقالات

توپ پاشنه، سمت، ساعت دو

نویسنده:

(9 صفحه - از 28 تا 36)

کلید واژه های ماشینی : توپ ، عم سلیمه ، مهناوی ، ناو استوار قلیل ، باب جاسم ، توپ پاشنه ، نبات و عم سلیمه ، مهناوی تبار ، عم سلیمه و نبات ، حرف ناو استوار قلیل

خلاصه ماشینی:

"حتم نبات و عم سلیمه،دوباره برمی‌گردند جفره،و باب جاسم هم یک جایی خودش‌ را گم‌وگور می‌کند!ولی چرا؟چرا این‌طور تلخ و نابراه فکر کرده بود؟تومه،غبه مگر چی بود و تو کمرش اروند رود،در آن وقت‌ صبح؟در بازی گنگ مه و سبزی در آن‌ دورها؟در رد اشاره لوله توپ،سمت ساعت‌ دو؟اینها نشان از چه می‌دادند؟نشان از ماندن یا رفتن؟مردن و جا گذاشتن نبات یا زنده بودن و ماندن با نبات؟ها بله!چنگ به‌ دل و شکاک به همه چیز آمده بود،نشسته‌ بود پشت توپ پاشنه. ها بله!حالا از جد و شوخی گذشته،یعنی‌ آنها به این آسانیها از هم پاشاندنی بودند؟ یعنی عراقیها،ناغافل ناوشان را می‌توانستند به همین آسانی بزنند و تمام؟!این توپ‌ را برای چه ساخته‌اند،پس؟!مگر آنها مرده‌اند،که به همین راحتی پاشانده شوند از هم؟!دوره توپخانه برای چه دیده است؟ لباس نیرو دریایی برای چه تن کرده است؟ چوب خشک است مگر؟!بالاخره یک رگ‌ غیرتی دارد او هم!عراقیها بیایند به همین‌ راحتی؟!ارواح عمه‌شان!همین مهناویها به‌ وقتش،رگ غیرت بجنبانند،زاد و رودشان‌ را بر باد می‌دهند!ناو استوار قلیلی را،کجا بود تا بهش نشان بدهد،همین توپ‌ بی‌زبان،چطور از همان سر صبح نشان‌ شده بود سمت غبه،سمت ساعت دو؟! حتم می‌گفت!حتم حتم!یعنی توپهاشان‌ چندتان؟!دو تا؟!بهش می‌گفت؛دل‌ نگران نباش نبات خانم!بیخود اشک به‌ چشم نگردان!ترس چه ر داشت نبات‌اش؟ که نکند یک وقت،حبیب‌اش رنگردد؟ ها بله!بگو هزار توپ تو نخلستان!ردیف‌ ردیف!تا که ناوشان بخواهد،از خم اروند بگذرد،می‌بنددنشان به توپ لابد!آماده‌ باش پلنگ هم برای همین است!چه‌ چنگ بی‌موقعی!بعد این همه سال،که‌ عم سلیمه و نبات آمده‌اند خرمشهر!خدا به زمین گرمش بزند،تبار را!کاش لااقل‌ دیروز،خبرش کرده بود!اگر خبر داشت‌ تبار،که این خداحافظی،چقدر توفیر داشت‌ با خداحافظیهای دیگر!ها بله!خداحافظی‌ آخر با نبات!یعنی که او دیگر نبات را..."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.