Skip to main content
فهرست مقالات

گذر از زبان الکن راوی مداخله گر - نگاهی به رمان سپیده دم ایرانی

نویسنده:

(5 صفحه - از 69 تا 73)

کلید واژه های ماشینی : راوی ، رمان سپیده‌دم ایرانی ، سرهنگ بیرشگ ، نگاه ، ایرج بیرشگ ، تیمسار ، فرزند سرهنگ بیرشگ ، راوی مداخله‌گر ، خبر ، رزم‌آرا

خلاصه ماشینی:

"-و بازی ما تمام شد؛برای همیشه‌ ذهن سرهنگ فلج شد-2(ص 199) دو دیگر؛ایرج با آن گذشته و با فاصله‌ای که به‌ ناچار با امروز داد،عنصر سیاسی تیپاخورده‌ای است‌ که نمی‌تواند تحولات جدید را درک کند: «بعد از این همه سال،دوباره برگشته بود به شهری‌ که با آنچه یک روز ترکش کرده بود،شاید دیگر شباهتی نداشت. نمونه:بار اول که به خیابان می‌رود(ص فصل 2،از ص 36-45)در خانه میهن پس از بیست و هشت‌ سال تجدید دیدار با همسرش،باز گذشته پیوند او با میهن برموج افکار متلاطمش سوار می‌شود(ص 63 به بعد)،میهن نمی‌خواهد گذشته را،به ویژه گذشته با ایرج را به یاد بیاورد. »(ص 62) «همه این سالها(میهن)کوشیده بود آن گذشته افسانه‌ای،آن رؤیاهای تب‌آلودش را فراموش کند،کرده‌ بود و حالا آنها دوباره به یاد آورد؟»(ص 70) البته میهن هیچ ارتباطی با زمان حال نیز ندارد. به گذشته نظامی وی بیفزایید،ارتباط با همسرش،ملیحه،مادر ایرج و پری(ص 123)را،که‌ سرهنگ هرگز دوستش نداشت(ص 124)و سرانجام‌ ازدواج تحمیلی:«پرده غمبار اشک چمشهای سرهنگ‌ را می‌پوشاند و او با صدای غمبار صحبتش را با این‌ جمله به پایان می‌رساند:«آره رفیق،عاقبت(ملیحه)مرا گذاشت و با دیگری رفت. (ص 87)(خوب است که«معجزه»هم مسافر حمل‌ می‌کند تا،درشکه مثل معجزه،مسافربر شود!) -هیچ صدایی نبود و برای همین کوبش قلب میهن‌ در سینه صدای این‌چنین واضح و هشدار دهنده‌ داشت. (ص 88)(این جمله با توجه به قضاوت تند راوی، هیچ گرهی از کار فروبستهء ایرج و میهن و راوی و مخاطب نمی‌گشاید."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.