Skip to main content
فهرست مقالات

صلای فردوسی

شاعر:

(1 صفحه - از 10 تا 10)

کلید واژه های ماشینی : صلای فردوسی، فر، بیژن ترقی، مشک ریز سمند سخن، طوس، شمع عبیرت زبان مشک ریز، هم‌چو بیژن به زندان، کاخ، سازت نیفتد زهنگامه، سخن

خلاصه ماشینی:

"صلای فردوسی بیژن ترقی الا ای حکیم سخندان طوس! الا ای به کف خامه‌ات مشک ریز چو شمع عبیرت زبان مشک ریز سمند سخن تا فلک تاخته‌ درفش کیانی برافراخته‌ تو ای قصه‌پرداز هنگامه ساز که سازت نیفتد زهنگامه باز به پاداش عشق وطن خواهی‌ات‌ ندادند اگر مزد آگاهی‌ات‌ اگر روی از عهد خود تافتند چو سهرابت ار سینه بشکافتند اگر خرمن هستی‌ات سوختند چو روئین‌تنت دیدگان دوختند اگر هم‌چو بیژن به زندان چاه‌ در افتادی ای برتر از مهر و ماه‌ اگر از سر کاخت آویختند اگر بندت از بند بگسیختند اگر رستم برز و باروی تو نژند آمد و گشت نیروی تو اگر هم‌چو زالت ز تن زور شد سیه فام مویت چو کافور شد بپا خیز و فر و فروغت ببین فروزان چراغ نبوغت ببین‌ زسعی تو جان سخن تازه شد ز نظمت جهانی پرآوازه شد نه رنجور رنجی،که گنجور گنج‌ ازین گردش آبنوسی مرنج‌ اگر چشمت از غم به آب اندر است‌ نه چشم زمانه به خواب اندر است‌ ترا کی سخن رو به نابودی است‌ نه ایام را خوی محمودی است‌ همه ملک‌داران با زیب و فر نهادند بر سر ترا تاج زر تو رفتی و کاخ تو ویران نگشت‌ صلای تو پیچیده در کوه و دشت: «چو ایران نباشد تن من مباد» «بدین بوم و بر زنده یک تن مباد» (به تصویر صفحه مراجعه شود) از راست:حسن امین(سردبیر حافظ)-بیژن ترقی(شاعر)-عبد الرحیم جعفری(ناشر و موسس انتشارات امیرکبیر)"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.