Skip to main content
فهرست مقالات

چهار پاره ها

(3 صفحه - از 115 تا 117)

کلید واژه های ماشینی : رباعی ، رنج ، رنج ، حافظ ، اکنون‌که مردم ایران روز پیکار ، وطن ، امین ، مرگ ، رباعیات رباعی ، گناه

خلاصه ماشینی:

"چهار پاره‌ها هدایت خلق مرغ سحر که ناله‌ی جان‌سوز می‌زند در نیمه‌های شب،به من خسته همدمی‌ست‌ گفتم ورا خموش که اغیار نشنوند دنیای ما ز عشق و صداقت چه عالمی‌ست **** در پاسخم سرود به آوای دل‌پذیر باید به خفتگان برسد این پیام ما ما کارمان هدایت خلق است و گفته‌اند: «ثبت است در جریده‌ی عالم دوام ما» در پاسخ شاعر هنرمند مرحوم اکبر محمودی«تشنه»تبریزی باز در گلشن شور و احساس‌ غنچه‌ی خاطرم ازغم بشکفت‌ دامنش پاک و ز روی غم و رنج‌ نافه ازخون به د اندر بنهفت **** از غم و محنت و رنج و ماتم‌ شهد جان است به کامم چو شرنگ‌ بس که غم بر دل من روی آورد پهنه‌ی شهر برایم شده تنگ **** شاعری خوش‌سخن و پاسرشت‌ همره طالع و بختی پیروز «اکبر»اه ادب«محمودی» که بود«تشنه»ی اسرار و رموز **** خواست از پرده برون افتد راز گفت این ناله و افغان از چیست؟ چه غم روح تو را رنج دهد؟ شکوه‌ی قلب پریشت از کیست؟ **** رندی از گوشه‌ی مجلس برخاست‌ مست و خوی کرده و پیمانه به دست‌ گفت می‌گرید و می‌نالد«امین» از«تو»و«او»و«من»و هرچه که هست جام عمر چرا در زندگی همراه دارم رخ زرد و دل نالان همیشه؟ چرا باید سرم پردرد باشد؟ ز دست مردم ایران همیشه؟ **** خدایان سیرم از این زندگانی‌ که باسوز و گدازش نیست مرهم‌ در این دنیای بی‌پایان ندیدم‌ به غیر از آه سرد و چشم پر نم **** نمی‌خواهم دگر من زندگانی‌ در این دنیای پر تزویر ونیرنگ‌ بزن ای ساقی ایام دیگر سفالین جام عمرم را تو بر سنگ چرا باید که در عین جوانی‌ بود قدم کمان رخ زعفرانی‌ دلی دارم که دائم در خروش است خروش،آشکارا و نهانی **** خوشا مرغان باغ و بوستان‌ها که آزادند و بی‌غم،در زمانه‌ چرا چون راهبان دیر مانم‌ نهان درکنج محنت زای خانه؟!"

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.