Skip to main content
فهرست مقالات

قصه ای دیگر: بهترین دوست

نویسنده:

مترجم:

(2 صفحه - از 16 تا 17)

کلید واژه های ماشینی : راننده ، اتوبوس ، مدرسه ، پوست ، سگ چوپان ، بیشه ، سگ سیاه ، آب ، مدیر مدرسه به سگ سیاه ، زاغ کبودی

خلاصه ماشینی:

"سگ گوشش را تکان‌ داد،با این کار پشه‌ها بلند شدند و دور سرش چرخیدند دوباره روی‌ پوست سیاه حیوان نشستند. سگ چوپان روی پاهای عقبی‌اش‌ بلند شد و مهاجم را به دیوارهء سنگی کوبید و دندان‌هایش را داخل‌ گوشت بدن او فرو کرد و تکه‌ای از گوشش را که دور دندان پیش‌اش‌ پیچیده بود از جا کند. سگ لحظه‌ای برگشت تا حمله‌ تازه را بررسی کند و حساب کار را دست طرف بگذارد که سگ چوپان‌ از این قضیه استفاده کرد و دندان‌هایش را داخل کله سگ فرو کرد، بخشی از چشم چپ او را درآورد و پوست حیوان را از سر تا بینی‌اش‌ شکافت. دخترک جیغ کشید و سگ سیاه روی مدیر پرید، پنجه‌هایش در پی جای دستی بود. دخترک آرام به سوی سگ سیاه رفت و دست‌هایش‌ را دور او حلقه کرد،آن‌سان که خاک‌وخل از روی‌ پوست بدن حیوان پاک شد."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.