روایت های گوناگون از افسانه سیب نیوتون - پایگاه مجلات تخصصی نورSkip to main content
فهرست مقالات

روایت های گوناگون از افسانه سیب نیوتون

نویسنده:

(4 صفحه - از 308 تا 311)

کلید واژه های ماشینی : سیب ، نیوتون ، افسانه سیب نیوتون ، قانون جاذبه ، درخت سیبی ، درخت ، سیب به‌سر نیوتون ، مرد ، کشف ، کشف قانون جاذبه

خلاصه ماشینی:

"قانون جاذبه را که نیوتون کشف کرده،دیگر چرا مرتب سیب‌هایت را به سر من می‌زنی!» * مردی زیر درخت گلابی نشسته بود. * سیب کرمو با ود گفت:«بخشکی شانس!سبب قانون جاذبه که نشدیم هیچ، کرم هم گذاشتیم!» * وقتی که سیب به سر نیوتون خورد،نخستین واکنش او این بود که با خشم به‌ سیب گفت:«مردم آزار،مگر کرم داری!؟» * شخصی سیبی به دست گرفته بود و می‌گفت:«گاز زدن یا گاز نزدن،مسئله این است!» طفلک شکسپیر را با نیوتون عوضی گرفته بود!. اما هنگامی که سیب بر سرش افتاد،به جای کشف قانون جاذبهء عمومی، این شعر را سرود: «اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی‌ برآورند غلامان او درخت از بیخ» * وقتی که سیبی از درخت کنده شد و به سر عاشقی که آن زیر نشسته بود،خورد، عاشق به جای این‌که به یاد قانون جاذبه بیفتد،به یاد«سیب ز نخدان یار»افتاد."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.