Skip to main content
فهرست مقالات

نگاهی به مثنوی تحفة العراقین: سرود خورشید

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : خاقانی، مثنوی، مثنوی تحفة العراقین، تحفة العراقین، شاعر، شروان، شعر، شهر، مدح، مثنوی تحفة العراقین سرود خورشید

خلاصه ماشینی:

"اکنون گله‌ای ز حسب حالم‌ بشنو که به سر شده است قالم در بحر بلا افتاده‌ام پست‌ حیران چو صدف نه پا و نه دست چون گاو خراس تنگ میدان‌ گرد نقط و بال گردان تنگ آمد بر دلم شماحی‌ گلخن جایی بدین فراخی زندان من است مسکن من‌ هر موی موکل تن من(6) مصحح محترم در ادامه مقدمه خود،قول‌ صاحب«تذکره مرآت الخیال»را در تأیید سخن‌ پیشین نقل می‌کند و می‌افزاید:«بعد از چند گاه‌ درد طلب دامنگرش شد و بی‌رخصت از شروان‌ گریخت و به شهر بیلقان که وطن اصلی او بود آمد؛گماشتگان شروانشاه او را گرفته و به درگاه‌ فرستادند،خاقان وی را در قلعه‌ای هفت ماه بند فرمود و در آنجا از غایت ملال و دلتنگی‌ تحفة العراقین بگفت»(7) نکته قابل توجه این است که در علت زندانی‌ شدن خاقانی،تذکره نویسان دلایل بسیار نقل‌ کرده‌اند که بیشتر آنها،از حقیقت به دور است، همچنین برخی گفته‌اند در زمان اقامتش در شهر موصل،به فکر سرودن این مثنوی افتاد که این‌ سخن نیز قابل تأمل است."

صفحه:
از 32 تا 38