Skip to main content
فهرست مقالات

آواره ای پای در عصر اتم نهاد

نویسنده:

مترجم:

کلید واژه های ماشینی : آواره‌ای پای در عصر اتم ، عصر اتم نهاد ، آواره ، پرندگان ، گلهای سرخ ، قلب ، عصر اتم نهاد و کاری ، اشعارش ، عصر اتم نهاد و دختری ، شمشیر

خلاصه ماشینی:

"و اگر سایه‌هایتان نیز بروند، من آواره در کجا بیاسایم، که خسته از راه رفتنم‌ در عصر اتم؟» اما درختان با سایه‌هایشان‌ گریختند و گریختند. 2 آواره‌ای پای در عصر اتم نهاد و چون به تمامی سر بر آسمان سایید، سرخمیده داشت. 4 آواره‌ای پای در عصر اتم نهاد و با مردی رودررو گشت‌ که روحش را پاره پاره کرده بود، و دیگر نتوانسته بود پاره‌ها را پیوند دهد. آواره اندیشید:«شگفتا!شگفتا!» و چون جامهء کار به تن داشت و گالش به پا، به تمامی در قلب خود غوطه‌ور گشت؛ و چون رد آن گام برداشت، حس کرد که انگار دارد در گندابی تیره‌ و خفقان‌آور و بی‌انتها راه می‌رود که در آنجا در تمامی شب چرکه‌هایی را که از عصر اتم کومه گشته بود،بشست. 8 آواره‌ای پای در عصر اتم نهاد و یک چند چیزی ندید؛ چون سرش در کلاهخودی پنهان بود، (تصویرتصویر) کلاهخودی که همانند ابری غران، به روی چشمانش سایه افکنده بود. 9 آواره‌ای پای در عصر اتم نهاد و از کنار دو کلبه گذشت، که چونان دو سکه‌ به یکدیگر ماننده بودند، اما لبریز از دشمنی و کینه‌ای مرگ‌آور از برای‌ هم: بامهایشان از خشم گلگون، پشت دریهایشان از بغض و عداوت نیم‌بسته، و دیوارهایشان از حسد سبز. 11 آواره‌ای پای در عصر اتم نهاد که دیگر آواره نبود. » 21 آواره‌ای پای در عصر اتم نهاد و در رؤیا شد: که در قایقی سیمین‌ سر بر آسمان می‌سایید و در زیر خود گردی زمین را نظاره کرد؛ که چونان چشم‌اندازی در ماه بود."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.