Skip to main content
فهرست مقالات

شالی

نویسنده:

(5 صفحه - از 126 تا 130)

کلید واژه های ماشینی : شالی ، مادر ، رقیه ، گوشۀ ، نگاه ، حیاط ، ترس ، توله ، صدای شالی ، سر و صدا

خلاصه ماشینی:

"کف دستهایش را روی لبۀ پنجره گذاشته بود و بیرون را نگاه می‌کرد. نگاه به طرف خرابۀ آن سو کشیده شد؛جایی که دیوار کاه گلی تا نیمه فرو ریخته و دروازۀ بزرگی ایجاد شده بود«شالی»با جثۀ درشتش،مغرورانه روی خرابه قدم می‌زد. اما میانه‌اش با من طوری دیگر بود اگرچه شبها تا صبح از خانه مراقبت می‌کرد و اغلب روزها می‌بایست همراه پدر به صحرا می‌رفت،ولی همین که مرا می‌دید،به طرفم می‌شتافت و خودش را به دست و پایم می‌سایید و از سر و کولم بالا می‌رفت و بازی می‌کرد. پدر می‌گفت که من و شالی،هر دو در یک شب متولد شده بودیم،و درست همان زمانی که من تازه با چهار دست و پا شروع به راه رفتن کرده بودم،ما در شالی با تیر اتفاقی یک شکارچی کشته شده بود. همین، وسیلۀ خوبی بود برای شیطنت من تا هر وقت می‌خواستم رقیه را بترسانم و اذیتش کنم شالی را به طرف او بکشانم. در انتهای آغل،تل بزرگ هیزمهایی که برای زمستان انبار کرده بودیم،فرو ریخته بود و شالی گوشه‌ای از آن ایستاده بود و با دستها و پاها و پوزه‌اش سعی می‌کرد آنها را کنار بزند. مسیر حرکتشان با ما یکی بود با این تفاوت که آنها کمی متمایل به سمت دیگر شده بودند. بلند می‌شد و از اتاق بیرون می‌رفت؛درست مثل رفتاری که شالی این اواخر در پیش گرفته بود. دو سه برگی که روی پوزه‌اش افتاده بود به دست باد بازی می‌کرد."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.