Skip to main content
فهرست مقالات

تصویر خیال

نویسنده:

(4 صفحه - از 40 تا 43)

کلید واژه های ماشینی : خانم موهوم ، قایق ، دریا ، آب ، تصویر خیال ، قطرات ، نقاشی ، رنگ ، قطرات باران ، گودال آب کف خیابان

خلاصه ماشینی:

"از انباری پشت ساختمان،سه‌پایه،تابلو سفید کار نشده، قلم‌مو،کاردک،جعبهء رنگ و سایر مواد مورد نیاز را بیرون کشید و آنها را در اتاق طوری مستقر کرد که چشم‌انداز کافی به خیابان‌ داشته باشد. قلم‌مو را روی رنگ آبی روشن مالید و بی‌اراده خطوطی کج و معوج بر بوم کشید و پس از مدتی سرش را از تابلو دور کرد و به آن خیره‌ شد. «خوب حالا این چی شد؟!به همه چیز شبیه است الا گودال‌ آب باران!» لحظاتی مکث کرد. صبر کن ببینم،مثل اینکه‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) این خطوط کج و معوج آبی رنگ بیشتر به دریا شبیه است تا گودال آب. «خوب حالا که می‌خواهد دریا شود،من چرا مخالف‌ باشم؟!» قلم‌مو را روی بوم نشاند و با کاردک رنگها را در پهنای تابلو ولو کرد. با پشت دست چپش دوباره قطرات عرق روی پیشانی‌اش را زدود و دکمه‌های پیراهنش را هم باز کرد. نمی‌دانم چرا آتمسفر نمی‌خواهد شمالی شود!نمی‌دانم چرا تابلو نمی‌خواهد احساسی القا کند؟!مثل اینکه تب و تنهایی دست به دست هم‌ داده‌اند و نمی‌گذارند تابلو روحیه‌ای پیدا کند!» باز قلم‌مو وسط دریا راه افتاد،و آن را بزرگ و زیباتر کرد. خانم موهوم از جعبهء دستمال کاغذی،یک برگ دستمال‌ بیرون کشید و دانه‌های درشت عرق را از روی پیشانی و زیر گوشهایش پاک کرد. عجب آب لطیف و زلالی دارد!راستی که لایه‌های‌ شفاف هوای دریا چقدر نشاطآور است!» باران دیگر به‌کلی بند آمده بود. آهسته‌آهسته دست و پای خانم‌ موهوم خسته و کوفته شده بود و نیروهایش تحلیل رفته،قادر نبود بیش از این در میان امواج شنا کند."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.