Skip to main content
فهرست مقالات

خواهر آسمانی

نویسنده:

(2 صفحه - از 178 تا 179)

کلید واژه های ماشینی : خواهر آسمانی ، مادر ، امتحان ، بهار ، آتش ، دایی ، مادرها بودی ریحانه ، کلاس ، نگاه ، حرف امتحان و درس

خلاصه ماشینی:

"دیشب جز دمی نماندی،آن قدر که‌ باور کنم آمده‌ای و صبح وقتی که بلند شدم جز بوی آشنایی که از درگاهی خانه تا ایوان را معطر کرده بود چیزی نیافتم. تو که بودی می‌نشستی کنار دستم با آن نگاه‌ آرامش‌بخشت که مثل نگاه مادر بود و حتی قوی‌تر و قوت قلب‌ می‌دادی که: «کتاب و دفتر را باز کنم جلوم،بالاخره مسأله‌ها حل شدنی‌اند»گاهی وقتها هم کمکم می‌کردی با آن صبر و حوصلهء عجیب. مادر چادرش را کشید سرش و رو به پدر کرد: «من باید زودتر برم،با این همه مهمون بیچاره مهری‌ دس تنهاس». اما این بار بین تو و مادر حیران مانده بود. خودت لباس آبی‌ منجق‌دوزی شده را که عمه شهین از مکه برایت آورده بود پوشیدی،چادرت را سرت کردی و راه افتادی تا بیایی خانهء دایی. از دور و نزدیک صدای جیغ و ناله‌ می‌آمد و نزدیکتر از همه صدای مادر بود که فریاد زد و دوید توی‌ کوچه و دنبالش پدر و دایی."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.