Skip to main content
فهرست مقالات

داستان ترجمه: لیمو

نویسنده:

مترجم:

(5 صفحه - از 47 تا 51)

کلید واژه های ماشینی : لیمو، رنگ، مغازه، ژاپن، ماروزن، عطر، منطقه‌ای، کتاب، زیبا، میوه‌فروشی

خلاصه ماشینی:

"لیمو در ایستگاه‌ اتوبوس فرشته سکوت کرد (به تصویر صفحه مراجعه شود) داستان ترجمه کاجی‌ئی-موتوجی‌رو Kajii-Motojiro (1932-1901) در دورهء دبیرستان به ادبیات علاقه‌مند شد و اولین داستان خود را به نام«لیمو»در بیست و پنج سالگی-زمانی که دانشجوی‌ رشته ادبیات انگلیسی بود-نوشت. این،فقط تشبیهی محض نیست،چون مرا به این فکر می‌انداخت: عجب،آن مغازه لبهء کلاهش را خیلی پایین کشیده‌است!بالای‌ سایه‌بانش نیز تاریک تاریک بود. به نظر می‌رسید غدهء شومی که همیشه به دلم فشار می‌آورد،به محض‌ اینکه لیمو را به دست گرفتم،کم‌کم از هم پاشیده‌شد و پس از آن در خیابانها احساس خوشبختی کردم. واقعا هنوز هم تعجب می‌کنم که خنکی،لطافت،عطر، رنگ و شکل یک لیموی ناچیز به حدی کمبود مرا پر کرد که‌ انگار از خیلی وقت پیش فقط دنبال آن بودم؛آن هم در آن دوران‌ که از همه چیز بیزار بودم. احساس کردم حتی‌ برای برداشتن کتابهای سبک هم نسبت به همیشه زور بیشتری‌ لازم است!با این حال جلد به جلد کتابها را از قفسه در می‌آوردم‌ و باز می‌کردم،ولی هیچ حال و حوصله‌ای به من دست نمی‌داد که آنها را صفحه به صفحه ورق بزنم. این کار را چندین‌ بار تکرار کردم و عاقبت کتاب آثار آنگر14را که همیشه دوستش‌ داشتم و رنگ جلدش نارنجی و سنگین بود به سبب ناتوانی بیش‌ از حد روی کتابهای قبلی گذاشتم. در آن لحظه به یاد لیمویی که در داخل آستین لباسم بود افتادم: «اگر کتابها را روی هم بریزم و تپه‌ای درست کنم و یک‌بار رنگ آنها را با این لیمو امتحا نکنم،چطور می‌شود؟بله فکر خوبی است»."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.