Skip to main content
فهرست مقالات

نخلستان و آواز

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : نخلستان و آواز ، اتاق رو به نخلستان باز ، پنجره‌ات رو به نخلستان باز ، پنجره اتاقت به نخلستان باز ، درویشی ، قلم مو ، نسیان ، رنگ ، نخلستان باز ، کوچه‌های

خلاصه ماشینی:

"فقط او بود که باور می‌کرد پنجره این اتاق رو به‌ نخلستان باز می‌شود و نسیم گرم اروند رود... این همه چیزهای عجیب را نخلستان و آواز (به تصویر صفحه مراجعه شود) خودم به تنهایی باید ببینم و مسلما هیچ کس دیگر توی‌ این خانه،چنین اتفاقی را باور نخواهد کرد. چشمهایی را می‌بینم که همه‌ سیاهیهای عالم را در خود جمع کرده ولی من نمی‌توانم‌ باور کنم صاحب این چشمها و صاحب این زخم روی‌ پیشانی او باشد. آنها به روش خودشان زخمهای مرا مداوا کردند اما من گذشته‌ام را فراموش کرده بودم و چیزی نمانده بود که عضو آن قبیله بشوم ولی بعد از دو سال،به تدریج،آگاهی‌ام را نسبت به خودم و گذشته‌ام‌ به دست آوردم. به من‌ بگو تا کی می‌خواهی در این لباس آواره باشی؟ می‌خندد و به آسمان اشاره می‌کند و می‌گوید:«تا وقتی او بخواهد و حالا پنجره را باز کن تا بوی نخلستان‌ بیاید و بوی جوی مولیان..."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.