Skip to main content
فهرست مقالات

آدمهای داستان زنده اند (درسهایی درباره داستان)

نویسنده:

(3 صفحه - از 12 تا 14)

کلید واژه های ماشینی : داستان، شخصیت، آدمهای داستان، شخص اصلی و شخص فرعی، سیگار، بیماری، تیپ، تضاد، داستان کوتاه، تحول

خلاصه ماشینی:

"البته در قصه‌هایی که‌ بر نوعی کشمکش بیندو فرد شکل گرفته‌اند،در نگاه‌ اول به نظر می‌رسد که دو شخص اصلی حضور دارند. اگر در داستانی خانه‌ای از یک شهر نشان داده شود که شخص اصلی ساکن آن‌ است قاعدتا در این خانه دیگرانی هم هستند و بیرون‌ از آن،همسایگانی و دورتد از آن وابستگانی و باز در خیابانها و معابر شهر عابرینی و مردمی که به چشم‌ می‌آیند. اشخاص اصلی‌ داستان(که حضور بیشتری در شکلف دادن به ماجرا دارند)قاعدتا از نوعی تضاد درونی رنج می‌برند و تا اندازه‌ای تعادل روحی‌شان به هم خورده است: -مادری که اعتقاد دارد پسرش باید به سربازی برود اما دوری‌اش را هم نمی‌تواند تحمل کند. خواننده داستان به قول یوجین ویل علاقه‌ای ندارد که دندانساز را(از این نظر که شغلش دندانسازی است) بشناسد،بلکه می‌خواهد آقای ایکس را(که شخصیتی‌ دارد)بشناسد که(در عین حال)شغلش هم‌ دندانسازی است. شخص ایستا و شخص پویا01 لارسن پرین می‌نویسد:شخصیت ایستا شخصیتی‌ است که از اول تا آخر داستان تحولی در رفتارش روی‌ نمی‌دهد؛یعنی همانطور می‌ماند که در ابتدای داستان‌ بود،ولی شخصیت پویا در برخی از ابعاد شخصیتش، تحول دائمی و ماندنی روی داده. برای اینکه تغییر و تحول شخصیتی‌ را در داستان قبول کنیم،باید: 1-شخصیتی که تحولی در درونش روی می‌دهد یا تغییری را به وجود می‌آورد،نباید این کارها از حدود توانایی‌اش خارج باشد. باید در نظر داشت که نویسنده حق ندارد آرزویش را به داستان‌ تحمیل کند؛یعنی نه اینکه نتواند؛می‌تواند اما در آن‌ صورت فقط به خود امیدواری داده است نه اینکه تأثیر شایسته‌ای بر خواننده گذاشته باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.