Skip to main content
فهرست مقالات

نغمه های کولی

شاعر:

مترجم:

(2 صفحه - از 70 تا 71)

کلید واژه های ماشینی : نغمه‌های کولی ، رنگ ، دل قدیمی ، چشمهایش هزاران رنگ ، سرزمین موعود ، نگاهت ، مردم ، قلمرو دشمن ، رابی Ruby ، باد

خلاصه ماشینی:

"من هنوز منتظر پیام بعدی‌ام آنجا،در عمق قلمرو دشمن من بالا بوده‌ام من پائین بوده‌ام و گاهی با لگد بیرونم انداخته‌اند مدتها قبل از این‌که بدانم رابی هنوز مرا دوست دارد پس بیا عزیزم و به من آن دستورهای جدیدت را بده به من لبخندت را بده به من هویت تازه‌ای بده بعضی چیزها را باید همیشه به یادم بیاوری هنگامی که در آتش گیر افتاده‌ام و نمی‌دانم به کدام طرف بچرخم او در چشمهایش هزاران رنگ دارد رنگهایی که تو را به لبخند وا می‌دارند هنگامی که به قلمرو دشمن می‌روی خودش را به تو می‌رساند و نگاهت می‌کند و می‌گوید خبرهای خوشی برایت دارم غرب تا جنوب سی و دو درجه فرق می‌کند هرچه سلاح که لازم داری،بردار و این موقعی است که می‌فهمم رابی هنوز مرا دوست دارد زمان آنها گفتند چرا روی آب راه نمی‌روی و بعد ارباب گفت اگر می‌خواهی روی آب راه بروی چرا به من نگاه نمی‌کنی قلمروهای تو را می‌خواهند به سنگ تبدیل کنند و گلهای سرخ در اطراف تو پراکنده خواهند بود چون زمان برای هیچکس منتظر نمی‌ماند چرا به من اعتماد نمی‌کنی."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.