Skip to main content
فهرست مقالات

چاوش (بانگ قدسی)

نویسنده:

(5 صفحه - از 22 تا 26)

کلید واژه های ماشینی : چاووش ، نقیب ، بانگ ، چاووش‌خوان ، بشیر ، اشعار ، هنر ، مدینه ، حج ، آواز

خلاصه ماشینی:

"چاوش (به تصویر صفحه مراجعه شود) حسن تو هرجا که طبل عشق فرو کوفت‌ بانگ برآمد که غارت دل و دین است واژه‌شناسی چاووش در اصل واژهء ترکی خوارزمی است و معنی آن را حاجب، نقیب قافله،فراش تشریفات،نگهبان و مراقب کاروانیان،نگهبان‌ اعلام‌کننده،پیشرو کاروان و مرد اسب‌خواه ذکر کرده‌اند،که این‌ واژه در طول زمان با پسوند«خوان»و«خوانی»پارسی،ریشه‌ یافته از خواندن،ترکیب شده است و واژگانی چون چاووش‌خوان‌ و چاووش‌خوانی از آن برآمده،به دلیل آنکه این افراد موظف به‌ بانگ زدن آهنگین بوده‌اند. بشیر گفت:سوار بر اسب شدم و با شتاب تاختم،تا آنکه وارد مدینه شدم،چون‌ به مسجد پیامبر(ص)رسیدم،صدایم را به گریه بلند نمودم و شعری را به این مضمون گفتم: یا اخل یثرب لا مقام لکم بها (به تصویر صفحه مراجعه شود) قتل الحسین فادمعی مدرار الجسم منه بکربلا مضرج‌ و الرأس منه علی القناه یدار ای اهل یثرب،دیگر در این سرزمین سکنی نگزینید،زیرا حسین را به شهادت رسانیدند و ازاین روست که باران اشک از دیدگان من جاری است. روایت شیخ عباس قمی‌ دربارهء چاووش غرایی که بشیر خوانده است به نقل از آیت الله‌ کمره‌ای بدین شکل است که:بشیر این شعر را سرود: ای اهل مدینه زان بکوچید کشتند حسین و دیده خونبار آغشته به خون،تنش به صحراست‌ بر نیزه سرش چوی گوی دوار گفت:پس از آن گفتم این علی ابن الحسین(ع)است که با عمه‌ها و خواهرهای خود پیرامون شما و در آستانهء شهر مدینه‌ وارد شده است..."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.