Skip to main content
فهرست مقالات

نوع ادبی مناجاتهای منظوم فارسی

نویسنده:

علمی-پژوهشی (12 صفحه - از 131 تا 142)

کلیدواژه ها :

انواع ادبی ،مناجات ،غنایی ،تعلیمی

کلید واژه های ماشینی : شعر ، نوع ادبی مناجاتهای منظوم ، مناجاتهای منظوم فارسی ، ادبی ، غنایی ، انواع ، حماسی ، عواطف ، عجز ، شعر غنایی

امروز، ناقدان ادب، شعر را به چهار نوع اصلی تقسیم می کنند که عبارت است از: 1- شعر حماسی 2- شعر نمایشی 3- شعر غنایی 4- شعر تعلیمی. برای تعیین نوع ادبی مناجات به تعریف آن،‌ توجه می کنیم که عبارت است از:‌«راز و نیاز بنده و بیان عجز و نیاز او به پیشگاه خداوند که با صفای قلب و رقت احساس، انجام می شود». از آنجا که در راز و نیاز با خداوند، مایه های قوی احساسی، و عاطفی وجود دارد، ماهیت مناجات از دیدگاه انواع ادبی، «غنایی» است؛ اما با توجه به آنکه مناجاتهای منظوم فارسی بیشتر با نوعی آموزش، همراه است،‌ آن را غنایی- تعلیمی می نامیم. عواطف حاکم بر مناجات های فارسی، همان احساس عجز و نیاز در برابر خداوند و امید به عفو و رحمت اوست.

خلاصه ماشینی:

"نوع ادبی مناجاتهای منظوم فارسی دکتر مهدی ملک ثابت‌ عضو هیأت علمی دانشگاه یزد (از ص 131 تا 142)چکیده: امروز،ناقدان ادب،شعر را به چهارنوع اصلی تقسیم می‌کنند که عبارت‌ است از: 1-شعر حماسی 2-شعر نمایشی 3-شعر غنایی 4-شعر تعلیمی. »(شفیعی کدکنی،6) بدیهی است تقسیم ادبیات و در شکل خاص آن،شعر،به انواع مختلف،برای آسان‌ کردن بحث دربارهء آنهاست وگرنه ملاک منطقی ندارد(صورتگر،سخن‌سنجی،45)چنانکه به‌ سختی می‌توان شعری ر ابا مشخصات بارزی که دارد درنوع دقیق و شاخهء اصلی خودش‌ جای داد،زیرا ممکن است از نظرگاهی به یک‌نوع خاص،تعلق داشته باشد و از دیدگاهی به‌ نوعی دیگر،شبیه باشد؛«به‌همین جهت است که تقسیم‌بندیهای ادبی در تمام موارد،دقیق‌ نخواهد بود و بهضرورت درمواردی جنبهء قراردادی به خود می‌گیرد. ازسوی دیگر در این‌ نوع شعر هم شاعر نمی‌تواند عواطف شخصی خویش را وارد کند و از احساسات خویش، سخن بگوید؛به‌عبارت دیگر،«شعر تمثیلی،تها،وسیلهء تجسم وقایعی است که به‌نتیجه‌ای‌ بینجامد بی‌آنکه از خوبی و بدی اعمال برای ما سخنی در آن گفته شود یا شخصیت گوینده و سراینده در آن،آشکار باشد. »(صورتگر،منظومه‌های غنایی،176) جز ویژگی مهم عاطفی‌بدودن شعر غنایی،خصیصهء دیگری نیز آن را از دونوع حماسی و نمایشی جدا می‌سازد و آن،عدم وحدت کلی در منظومه‌های غنایی است؛برای مثال،«در داستان خسرو و شیرین نظامی،بسیاری از وقایع مندرج در آن به زحمت،به وحدت کلی‌ داستان کمک می‌کند و می‌توان بی‌آنکه به اصل داستان،خللی وارد شود آن‌مه را ساقط کرد؛چنانکه قصهء شکر اصفهانی یا قصه‌گویی کنیزان شیرین و خلاصه،داستان کلیله و دمنه‌ که برای پرویز نقل می‌کنند،همه،صورت مطلب معترضه دارند و عدم ذکر آنها به داستان‌ اصلی،ضروری نمی‌رساند."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.