Skip to main content
فهرست مقالات

قصه فیلم حس ششم (من ارواح را می بینم)

مترجم:

(4 صفحه - از 84 تا 87)

کلید واژه های ماشینی : مالکوم، ارواح، مادر، وینسنت، کایرا، فیلم حس ششم، قصه فیلم، اشتباه، مالکوم به کول، مالکوم و کول فیلم

خلاصه ماشینی:

"مالکوم از او پرسید که چرا وارد ملک خصوصی‌اش شده؛جوان جواب او را نداد و یادآوری کرد که مدت‌ها قبل یکی از بیماران مالکوم بوده و مالکوم‌ با تشخیص این‌که او یک«آدم غیرطبیعی»است،باعث نابودی‌اش‌ شده؛بعد ادامه داد که احتمالا حالا مالکوم او را فراموش کرده است. حالا آمده بود تا نتقام خودش را از مالکوم بگیرد؛ آسان‌ترین راه این بود که وینسنت با یک کلت کمری به مالکوم‌ شلیک کند؛چیزی که اصلا نه به ذهن مالکوم خطور می‌کرد و نه‌ به فکر آنا می‌آمد. کایرا تعریف‌ کرد که بر او چه گذشته و چه طور مرده؛از قرار معلوم،کایرا از دو سال قبل،مریض بوده و این مسأله نامادری‌اش را ناراحت می‌کرده‌ تا این‌که یک روز،نامادری تصمیم می‌گیرد کایرا را بکشد و بهترین‌ راه چیزی نبوده،جز این‌که داخل غذای کایرا سمی مهلک بریزد، اما کایرا اشتباه نامادری‌اش را این می‌دانست که او در هنگام ریختن‌ سم،متوجه نبوده که دوربین کوچک ویدئویی کایرا در داخل اتاق‌ روشن است و همه آن تصاوری را ضبط کزده. پیشتر کول به او گفته بود که هنگام روبرو شدن با ارواح احساس سرما می‌کرده و از دهانش بخار خارج می‌شده؛حالا هم برای آنا همین‌ وضعیت پیش آمده بود:«یعنی چه؟یعنی من یه روحم؟!»این را مالکوم گفت و رفت به یک سال قبل و یادش آمد در آن شبی که‌ (تصویرتصویر) وینسنت گری بی‌اجازه او وارد خانه‌اش شده بود،چه بلایی بر سر مالکوم آمده بودمالکوم یادش آمد تیری که از کلت کمری وینسنت‌ خارج شده،در شکم او نشسته بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.