Skip to main content
متن و ترجمه بیش از 393,000 حدیث شیعه در پایگاه نورحدیث ...
فهرست مقالات

ریشه های نظری رهیافت فلسفی به قرآن

نویسنده:

ISC (12 صفحه - از 67 تا 78)

کلیدواژه ها :

حکمت ،نص ،فلسفه اسلامی ،حکمت متعالیه ،فلسفه یونانی ،حکمت الاهی ،حکمتنبوی ،تفکر اسلامی

کلید واژه های ماشینی : فلسفه ، قرآن ، اسلامی ، نص ، یونان ، یونان باستان ، حکمت ، فلسفه اسلامی ، ره‌یافت فلسفی به قرآن ، فضای فلسفه مدرس یونان باستان

پیش‌فرض اصلی که جستار حاضر بر آن استوار است، این است که چون هیچ آموزه‌ای در سنت و تفکر اسلامی بدون مشروعیت‌بخشی «نص» [قرآن] امکان تدوین نمی‌یافت، از همین حیث «فلسفه» نیز به‌رغم انتقال آن از یونان باستان، نه تنها بر مدار مشروعیت «نص» رشد و نمو یافت، بلکه «فلسفه» پس از انتقال در عالم اسلامی، ماهیت و ساختاری متناسب با ساختار «نص» و نهایتا «تئولوژیک» پیدا کرد. نخستین گام در تثبیت فلسفه در عالم اسلامی، واژه‌گزینی و تئوریزه‌نمایی «حکمت» به جای فلسفه بود، که این معادل‌گزینی متضمن ورود سنت و فضایی متفاوت با فضای فلسفه مدرس یونان باستان بود. نکته دیگری که این جستار درصدد توصیف آن بوده است، فلسفه برانگیزی نص است که چنین فلسفه‌برانگیزی البته خود زمینه و استعداد گفتمانی را به نام «فلسفه اسلامی» هموار کرده است.

خلاصه ماشینی:

"چکیده: پیش‌فرض اصلی که جستار حاضر بر آن استوار است، این است که چون هیچ آموزه‌ای در سنت و تفکر اسلامی بدون مشروعیت‌بخشی «نص» [قرآن] امکان تدوین نمی‌یافت، از همین حیث «فلسفه» نیز به‌رغم انتقال آن از یونان باستان، نه تنها بر مدار مشروعیت «نص» رشد و نمو یافت، بلکه «فلسفه» پس از انتقال در عالم اسلامی، ماهیت و ساختاری متناسب با ساختار «نص» و نهایتا «تئولوژیک» پیدا کرد. بنابراین، با توجه به تعامل و همبستگی تاریخ فلسفه اسلامی با منبع وحی اسلامی، نهضت و جنبشی در پرتو قرآن به نام «فلسفه اسلامی» پدید می‌آید؛ فلسفه‌ای که البته به خاطر خاستگاه الاهی آن به صورت «حکمت الهی» تغییر پیدا کرد (نصر، لیمن 1383: ج 1، 67). «مصطفی عبدالرزاق» نویسنده مشهور مصری و تاریخ‌نویس فلسفه اسلامی، در کتاب مهم خود، یعنی مقدمه‌ای بر تاریخ فلسفه اسلامی با وجود اینکه خود میراث‌دار سنت عربی است، اما نامگذاری عنوان «فلسفه عربی» را نفی می‌کند و وجهه غالب را حتی در نظر مستشرقان با «فلسفه اسلامی» می‌داند و می‌گوید: «نیک پیداست که در نظر غربیان و مستشرقان، فلسفه در فرایند تمدن اسلامی، دارای یک ساختار «عربی نیست. هانری کربن بر آن است که چون «پیامبران ادامه‌دهندگان و حافظان معانی معنوی باطنی هستند» و این تداوم به وسیله وحیی که از طرف خداوند بر وی مستولی شده است، صورت می‌پذیرد و همچنین این ظاهر در آیات «تنزیلی» (منزل) ظهور و بروز می‌یابد، بنابراین توجه و غور در این آیات نوعی «باطنی‌گرایی» را می‌طلبد که این نوع باطنی‌گرایی در سنت اسلامی، در نظر هانری کربن، عنوان «فلسفه نبوی» و «حکمت نبوی» می‌گیرد (برای معناشناختی مفهوم فلسفه نبوی نک."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.