Skip to main content
فهرست مقالات

اولویت بندی شاخصهای دسترسی به فرصتهای برابر در توسعه آموزشهای علمی - کاربردی در کشور

نویسنده:

ISC (10 صفحه - از 77 تا 86)

کلیدواژه ها :

شاخص ،آموزش‌عالی ،برابری فرصتها ،عدالت آموزشی ،آموزشهای علمی-کاربردی

کلید واژه های ماشینی : توسعه ، کاربردی ، نظام آموزش‌عالی شاخصهای سنجش نابرابریها ، توسعه آموزشهای علمی ، عدالت ، برابری دست‌رسی به آموزش‌عالی نظام ، اولویت‌بندی شاخصهای دست‌رسی ، اجتماعی ، فرصتهای برابر در توسعه ، دست‌رسی برابر به فرصتهای آموزشی

در این مقاله شاخصهای اولویت‌دار برای دسترسی به فرصتهای برابر برای توسعه آموزشهای علمی-کاربردی تعیین شده است.نگارنده جهت ارائه‌ این شاخصهای تحت مفهوم شاخص،عدالت آموزشی و برابری دسترسی به آموزش‌عالی نظام آموزشهای عملی-کاربردی را تبیین نموده است. ضمن تعریف شاخصهای اجتماعی و دسته‌بندی و بکارگیری شاخصها،به تحلیل مسئله دسترسی به فرصتهای برابر در توسعه آموزش پرداخته و پس از بیان ضرورتهای توسعه این آموزشها،عواقب توسعه آموزش بدون توجه به فرصتهای برابر را ارزیابی و تحلیل نموده است. در پایان،باتوجه به جهت‌گیری خاص دانشگاه علمی-کاربردی در نظام آموزش‌عالی شاخصهای سنجش نابرابریها در توسعه آموزش‌عالی را معرفی و در چهار گروه عمده،دسته‌بندی نموده باتوجه به آنها،متدولوژی اولویت شاخصهای توسعه آموزشهای علمی-کاربردی را از دیدگاه دسترسی برابر به فرصتهای آموزشی،ارائه نموده و نهایتا با تعین شاخصهای اولویت‌دار امکان اولویت سنجی مناطق کشور را جهت‌ تأسیس دانشگاههای علمی-کاربردی فراهم نموده است.

خلاصه ماشینی:

"*ایجاد و توسعه مراکز آموزش‌عالی وابسته به دانشگاه‌ها در شهرستانهای دارای امکانات و قابلیتهای نسبی به منظور تامین نیروی انسانی مورد نیاز مناطق و انتقال بعضی از رشته‌ها در مقطع بالاتر به دانشگاه‌ها و مراکز آموزش‌ عالی در مراکز استانها به بیان دیگر،توسعه آموزش بدون توجه به فرصتهای برابر مشکلات بسیاری را در آموزش به وجود می‌آورد می‌توان به‌ برخی از آنها اشاره نمود: *افزایش بیکاری در کشور افزایش سالانه چند میلیون دانش‌آموز متوسطه به جمع‌ دیپمه‌های جویای کار علیرغم نیازهای بخش‌های‌ مختلف اقتصادی به نیروهای متخصص و آموزش دیده و در نتیجه،افزایش فاصله موجود از کشورهای توسعه یافته. متغیرهای مهمی از جمله امکانات زیربنایی لازم،مسائل‌ آموزشی،جمعیتی،فرهنگی و رفاهی،اقتصادی و وضعیت اقلیمی‌ و جغرافیایی در امر تأسیس هر نوع دانشگاه موثر است ولی‌ بخصوص برای دانشگاههای علمی-کاربردی می‌بایستی به‌ جهت‌گیری اصلی این نوع دانشگاه نیز توجه نمود و مسائل‌ ویژه‌ای مانند آموزش شاغلین مشاغل و حرف بالقوه و یا موجود در منطقه در زمینه ویژگی‌های عمومی و ذخائر منابع و امکانات‌ طبیعی هر شهرستان،مشخصات پایه‌ای کارکنان دولت در هر شهرستان،وضعیت اشتغال و بیکاری نسبت به کل جمعیت‌ شهرستان،توزیع شاغلین برحسب درجه مهارت،وضع سواد و میزان تحصیلات آنها و تأثیر آن بر فعالیتهای عمده اقتصادی، مراکز آموزش صنعتی و کشاورزی و به‌طور کلی امکانات فیزیکی‌ مثل محل آموزش تجهیزات،استاد و مدرس فنی و حرفه‌ای و علمی-کاربردی و نهایتا جذب فارغ التحصیلان آموزش‌عالی در بخشهای دولتی و فعالیتهای آموزشی در موسسات و مراکز دیگر را موردتوجه قرار داد."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.