Skip to main content
فهرست مقالات

گفت و شنودی در «قصیده ی بلند باد»

مصاحبه شونده:

کلید واژه های ماشینی : شعر ، قصیده‌ی بلند باد ، نیما ، آدم ، وزن ، فرم ، فکر ، طبیعت ، کلاسیک ، شعر کلاسیک

خلاصه ماشینی:

"شعر اینها بیشتر زندگیشان بوده، بعد البته یک مقداری برخوردها و مسائل پیش میآید که باز هم در آنها تصنع‌ هست،البته که ممکن است آدم را گرفتار آداب بکند ولی در درجه‌ی اول آدم باید یک دوره و عمری،واقعا صمیمانه و با عشق چیزی را که میخواهد بگوید و بعد هم‌ قضاوت دیگران،فقط اگر یک قضاوت درست باشد که به کمالش کمک بکند، برایش جالب باشد و تازه بنظر من آنهم چندان مهم نیست برای اینکه وقی آدم‌ به جهتی رفت فقط میتواند مقداری به تجربه‌هایش اضافه کند ولی بهیچوجه مسیرش‌ عوض نمیشود. اگر آدم احتیاجی حس میکند برای گفتن،یک‌ دوره‌یی که با کلمات کار کرد امکان و استعداد آن کلمات تمام میشود،یعنی فکر میکنم دیگر از«بی‌تو خاکسترم بی‌تو ای دوست»با این زبان از این بهتر نمیشود کار کرد،یا من حوصله‌اش را نداشته‌ام،از میان ده تا شعر،دقت کرده‌ایدولی بعد یک دوره دیگر،مثلا همین«قصیده‌ی بلند باد»اوائلش ذهنم متوجه یک جور فرم‌ شد و کلماتی که میشد کنار هم گذاشت که البته طبیعی بود نه اینکه زور بزنم، یکیش،یک نمونه از آن شعرهای اول این دوره واقعا چیز افتضاحی است و بقدری ضعیف است که من خودم تعجب کردم ولی خود همین بازی کردن با فرم‌ نمونه‌اش چند؟؟؟شعر خوب بود،چند تا،تازه گاهی آنها هم برایم ذله‌ کننده‌اند."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت)