Skip to main content
فهرست مقالات

داستان «دگرگونی در عشق»

نویسنده:

(5 صفحه - از 52 تا 56)

کلید واژه های ماشینی : زن ، ساسان ، چاقوی ، دختر ، هستی ، سرشکستگی ، مدرسه ، اطاق خودر و زن پدرم ، پیرایه ، اطاقم کلکسیون چاقوهایم

خلاصه ماشینی:

"به سراغ کمد لباسهایم رفتم کمد پر از بلوز و شلوار بود و یک پیراهن،پیراهنی که پدرم در روز تولدم‌ برایم خریده بود بیاد دارم که سال پیش وقتی که‌ 16 سالم تمام شد پدرم این پیراهن را به من هدیه‌ کرد و من چقدر او را و هدیه‌اش را ریشخند کردم. فقط کمی پکرم امروز پدرم حالم را گرفت: ساسان با تردید گفت:-ترا بخدا کوتاه‌ بیا،درست حرف بزن:این طرز حرف زدن برای‌ تو که یک دختری هیچ قشنگ نیست. ** نزدیک عید بود،نقاش آمده بود که خانه را رنگ بزند شنیدم که زن پدرم گفت: پیرایه دستور داده که اطاقش را رنگ‌ صورتی بزنند-دیروز هم از من خواست که برایش‌ پرده و روتختی بنفش کم‌رنگ بخرم نمیدانم چه خبر شده است؟او دیگر فوتبال بازی نمی‌کند."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.