Skip to main content
فهرست مقالات

سگ

(5 صفحه - از 30 تا 34)

کلید واژه های ماشینی : زن ، مرد ، خواب ، مادر ، ترس ، شبح ، وحشت ، نفس ، پسرک گرمای دست مرد ، شب‌بخیر

خلاصه ماشینی:

"مرد گفت: -پسرم چی شده؟دچار کابوس شدی؟چیزی‌ نارحتت کرده؟ بچه به آرامی دراز کشیده بود و حرارت‌ تازه‌یی در آنان احساس می‌کرد. زن گفت: -روی تخت؟ بعد حرفش را قطع کرد و گونه‌اش را بر شانهء مرد مالید. مرد به طرف پسرک برگشت به او نزدیک شد و گفت: -منم دارم سعی می‌کنم،ولی یادت باشه‌ وقتی سگ داشته باشی باید مثل مرد رفتار کنی‌ و دیگه از تاریکی نباید بترسی. زن‌ گفت: -پدرت اومد،بدو، پسرک به آرامی بلند شد،نگاهی به اطاق‌ نشیمن انداخت و به طرف در رفت. زن پشت سر او ایستاده بود با تردید گفت: -کمی بزرگه،اسمش چیه؟ و دستش را روی شانهء پسرک گذاشت. خانم راجرز مدت زیادی با زن و مرد صحبت‌ کرد و آخر سر گفت: دیگه وقتشه که بریم. پسرک گفت: -خداحافظ ماما،آقا خداحافظ هنگامی که به پرورشگاه رسیدند،پسرک به‌ آرامی گریه را سر داد،ولی درون وجودش علت آن را نمی‌دانست."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.