Skip to main content
فهرست مقالات

لنگرگاه همیشه

نویسنده:

(4 صفحه - از 90 تا 93)

کلید واژه های ماشینی : شاعر، بوشهر، شعر، دشتستان، آواز خاک، سیراف، فایز، پلنگ درة دیزاشکن، گندم و گیلاس، دریا

خلاصه ماشینی:

"» و چه نخبگانی که به وطن تقدیم می‌کردند در رنج است و نمی‌داند «این راز سر به مهر را با که در میان نهد با خاک یا آسمان؟» شاعر اگرچه همان گونه که از اسم برگزیده‌ برای شعرش نیز مشخص است این مویه را برای دردهایی که مردم آن منطقه به آن خو کرده‌اند و برایشان عادی شده است معمولی و همیشگی و بی‌فایده می‌داند اما ناچار زبان به سخن می‌گشاید و می‌سراید: «بالا کوه زر/ در زیر برج مشعل / بی‌نان و پیه‌سوز/ ظلمات جهل بر سر…» او نمی‌تواند چشمانش را بر این حقیقت ببندد که: «یاغی به خواب رفته بی‌زاد و زیوری/ تا برجهای معلق رگبارها/ آفاق را به سایه روشن رگبارها کشند/ و زاغ پیر…» آتشی در بخشی دیگر از اشعارش زمانی که تمام نمادهای طبیعی زادگاهش چون کوه با تمام درختانش10، قوچ فربه و پازن کوهی و سردار یاغیان شهرش شیرخان و شاخه‌شاخه جنگل بید و بلوط و بن و نهر درة دیزاشکن11 را از بین رفته می‌بیند گرگریوی12 در سوگ آن سرمی‌دهد چرا که «با شاخه‌شاخه جنگل بید و بلوط بن آواز خشک‌سالی پرواز و نغمه است» و «در عمق شاخه‌های بلوط،‌ دیگر پلنگ ماده نمی‌زاید و گرگ عاشق از گلة انبوه میشی برای مادة بیمارش دیگر نمی‌زاید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.