من و رئیس جمهور (3) فکر کردن با صدای بلند ...:(خاطرات سفر به سیستان و بلوچستان) - پایگاه مجلات تخصصی نورSkip to main content
فهرست مقالات

من و رئیس جمهور (3) فکر کردن با صدای بلند ...:(خاطرات سفر به سیستان و بلوچستان)

نویسنده:

(2 صفحه - از 118 تا 119)

خلاصه ماشینی:

"«ح ب» موبالش را!(ضمن آنکه سعی می‌کند تمامی این‌ گرایشها را عادی جلوه دهد!)یکی-دو ماشین به‌ سمت اهداف خود راه می‌افتند و ما فعلا می‌رویم‌ ببینیم داخل استانداری چه خبر است. در عرض یکی-دو ساعت دل و جگر مشکلات کلی و جزئی‌ استان را ریختیم وسط و تکلیف سیاست دولتهای مرکزی دورهای گذشته را روشن کردیم!شاید کل مصاحبه را در انتهای این خاطرات نتوانیم چاپ کنیم. حتی رویکرد این انقلاب می‌توانست به بازگشت کلی دین و معنویت الهی‌ در عرصه جامعه تعبیر شود و نه تنها به نفع هر دین و مذهبی،از جمله تسنن، منجر شده بلکه حتی با اصولگرایی ادیان دیگری مثل مسیحیت و یهودیت و تقویت مواضع آنها در برابر سکولاریسم جهانی نیز سازگار باشد. پس آنجا هم حرف از «خوردن»شده است!«این ناهار را کجا می‌دهند؟ما مستشرق هم نیستیم،چه‌ رسد به مرتاض»!(ژست و قیافه مردم‌شناسانه اروپایی و غربی بودن با اشتهای‌ قحطی‌زدگان اتیوپی‌صفت سازگار نیست!این جور باشد،لابد باید با چنگال‌ هم غذا بخوریم و از نوشابه اضافی خبری نیست؟!حالا بعد از سال و ماهی‌ یک‌بار در عمرمان به مرکز یکی از نمونه‌های«بریزوبپاش»تشریفاتی و دولتی‌ -با پول نفت-نزدیک شده‌ایم،ها!می‌خواهند با این احترام گذاشتهای علمی‌ و سوسول‌بازیهای ساینتفیک بگذارندمان روی در بایستیم!این پرانتز هم همین‌ جون باز می‌ماند تا به ما ناهار بدهند... ادامه دارد این انقلاب‌ می‌توانست به‌ بازگشت کلی دین‌ و معنویت الهی در عرصه جامعه تعبیر شود و نه تنها به نفع‌ هر دین و مذهبی،از جمله تسنن،منجر شده بلکه حتی با اصولگرایی ادیان‌ دیگری مثل مسیحیت‌ و یهودیت و تقویت‌ مواضع آنها در برابر سکولاریسم جهانی‌ نیز سازگار باشد (به تصویر صفحه مراجعه شود)"

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.