Skip to main content
فهرست مقالات

از نهضت تا نهاد عکاسی

نویسنده:

(6 صفحه - از 52 تا 57)

کلید واژه های ماشینی : عکاسی، عکس، هنری، جنگ، فیلم، نگره، دوربین، آدم، انقلاب، انگیزه

خلاصه ماشینی:

"مثل اینکه نقاشی پرده‌ قهوه‌خانه‌ای را می‌کشد و مرشد روزها و سالها در قهوه‌خانه آن را به‌ نمایش می‌گذارد ولی این بعد از آمدن تلویزیون از بین می‌رود و به موزه‌ کشیده می‌شود و اعتبار هنری و ریالی و موزه‌ای پیدا می‌کند اما دیگر آن‌ قابلیت را ندارد. من در بسیاری از نمایشگاهها گرایش‌ به طرف نوعی و هم‌گرایی یا ساختارگرایی می‌بینم-یعنی دو شاخصه‌ عکاسی معاصر ما-و می‌دانم دانشگاهها در این قضیه بسیار مقصرند چون‌ نظام آموزشی ما تعریفی برای عکاسی ندارد،ولی مجبور است داشته باشد، وقتی آکادمی می‌گوید عکس مستند یا عکس خبری و فتوژورنالیسم باید آن را تعریف کنیم. عکاسی جنگ و انقلاب ما چه ویژگیهایی داشت که آن را به عنوان یک‌ مکتب هنری شخصیت یافته می‌بینیم؟ ایرانی یا غیرایرانی بودن عکس یک ویژگی مخفی و مجهول است،مثل‌ اینکه بگوییم مستند آوینی،مستند آوینی را کسی قبل از او نساخته،بعد هم سعی کردند ادای او را دربیاورند اما دقیقا همان بینش او نمی‌شود. عکاسی حتی بدون‌ ویزور و عکاس؛طوری که عکاس با دوربینی به‌طور اتفاقی گذر می‌کند و دکمه را می‌چکاند،بدون اینکه در موضوع تحلیل و تفسیر و یا اندکی‌ تأمل کرده یا انگیزه مشخصی داشته باشد و اتفاق برایش یک سبک و سیاق می‌شود و آن هم اگر با یک نگره نهیلیستی باشد،می‌شود یک نوع‌ ناسیونالیسم هنری که جهان را از دیدگاه ذهن آشفته عکاس نشان می‌دهد. این روند باهم ارتباط است،یعنی اگر حوزه‌ هنری به نحوی چینش می‌کند که نویسنده،شاعر،نقاش،بازیگر تئاتر و سناریونویس در کنار هم زندگی می‌کنند و از هم بهره می‌گیرند،آدمهای‌ قوی دیگری مثل مجید مجیدی و مخملباف درمی‌آید،برای اینکه از مؤلفه‌هایی که سینما به آنها نیاز دارد،در یک حوزه استفاده کرده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.