Skip to main content
فهرست مقالات

دایرةالمعارف ادبی معاصر: دام

نویسنده:

(4 صفحه - از 106 تا 109)

کلید واژه های ماشینی : مدیر، مدیرعامل، معانی، کلمه، عضو هیات‌مدیره، آب، مدیر عامل، عضو هیات‌مدیره و غیر عضو، سازمان، آدمهایی

خلاصه ماشینی:

"این نوع مدیران معمولا خیلی‌ باسواند و تئوریهای عجیبی را ابداع می‌کنند در این‌گونه موارد گاهی هم تلفظ کلمه به حاج‌آقا تبدیل می‌شود. کارمند نمونه:کسی که دیگر خودش هم می‌دونه که قرار نیست توی این اداره کارمند بمونه و این نوع کارمند دو نوع است 1-کارمند نمونه همراه با مراسم تودیع:یعنی دیگه حتی آبدارچی هم از فردا او را نمی‌شناسد چون یا بازنشسته شده و یا دیگر از مسوولیتش ساقط شده‌ است. (به تصویر صفحه مراجعه شود) مدیر:(م+دیر) م در لهجه خراسانی به معنی من است که در این کلمه به صورتی کاربردی‌ استفاده شده است. مدیر یعنی کسی که بعلت حساسیت شغلی دیر به سر کار حاضر می‌شود البته معانی دیگری هم برای این واژه مهم در کتب لغت موجود است: -مد+یر:صفت فاعلی از کلمه مد،یعنی مدیر کسی است که مد سیاسی را بسیار زودتر از عوام قرار است تشخیص دهد. معمولا مسوول دفتر مدیرعامل قرار است امین و چشم مدیر باشد ولی به دلایل ناشناخته در اکثر مواقع مدیر ماشین امضا و سخنران برنامه‌های‌ مسوول دفتر می‌شود. -هیات مدیر خسته:آدمهایی متشخص؛ هیات مدیره‌ای(مدیران عاملی)که‌ مدیرعامل این سازمان در سازمان آنها عضو هیات مدیره است!!و چون وجدان کاری‌ بالایی دارند از سر تکلیف در چند جای‌ دیگر هم عضو هیات مدیره هستند. (به تصویر صفحه مراجعه شود) از اشتراکات اکثر قریب به اتفاق این نوع از شخصیتها می‌توان به:راننده،موبایل بدون‌ دسترسی،اشتهای کامل برای انتهای جلسات،قیافه عبوس در راهروها،و خنده‌های بلند پشت درهای بسته و حق الجلسات پرصفر!!اشاره کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.