آرای تربیتی قابسی متفکر تربیتی اسلام در قرن چهارم هجری - پایگاه مجلات تخصصی نورSkip to main content
فهرست مقالات

آرای تربیتی قابسی متفکر تربیتی اسلام در قرن چهارم هجری

نویسنده:

ISC (22 صفحه - از 25 تا 46)

در این مقاله آرای ترییتی "قاسی"، متفکر ترییتی اسلام در قرن چهارم هجری تین می شود؛ امته قابسی فقط تعلیم 5 ترییت کودکان بالاتر از ۵ و سال ر۱تا پیش از بلوغ مورد بحث قرار داده است. وی هدف تعلیم و تربیت را یک هدف دینی دانسته و آن را در جنبه های اعتقادی و رفتاری بیان کرده است. به نظر قابسی آموزش پسران و دختران یک حق همگانی است و مسوولیت آن ابتدا با اولیا و سپس بر عهده معلمان می باشد. مخارج تحصیل آنان نیز با اولیا است و در صورت تهیدست بودن ولیّ دانش آموز، باید دولت اسلامی آن را متکفل شود. قابسی در مورد وظیفة معلم و کمّیت و کیفیت تعلیم و تربیت و حقوق مالی آن، معتقد است این امور براساس تعهد و قراردادی است که میان اولیای دانش آموزان و معلم منعقد می شود. از نظر وی معلمی که در استخدام اولیای دانش آموزان جهت آموزش و پرورش آنان درآمده است، تنها در موارد ضروری حق تعطیل درس را (به شرط جبران آن در وقت دیگر) دارد و کسی که مشغله کاری دارد و به این دلیل مجبور می شود گاه درس را تعطیل کند، نباید آموزش کودکان را به عهده بگیرد و اگر هم به عهده بگیرد و به تعلیم و تربیت آنان نرسد، هیچ حقی پیدا نمی کند. از نظر قابسی معلم تنها مدرس نیست، بلکه مربی نیز هست. قابسی مواد آموزشی کودکان را در این دوره آموزشی بهسه دسته مواد ضروریف مواد غیرضروری و مواد غیرجایز تقسیم می کند و از جمله مواد آموزشی ضروری، آموزش قرآن، اصول و فروع دین را بر می شمارد. قابسی روش های تربیتی و آ»وزشی را که معلم درامر تعلیم و تربیت باید به کار گیرد، مورد توجه قرار داده و ایجاد رابطه عاطفی و انس با کودکان، نظارت و مراقبت و تشویق و تنبیه را مهم تر از روش های دیگر دانسته است. هدف اصلی از تبیین آرای تربیتی متفکران مسلمان، از جمله قابسی این است که نسل امروز با هویت فرهنگی اسلامی خود بهتر آشنا شود و محققان تعلیم و تربیت بتوانند نظریات آنها را مورد استفاده قرار دهند و با بررسی و نقد آنها به تبیین بهتری از نظام تعلیم و تربیت اسلامی بپردازند. این مقاله را آقای دکتر علی نقی فقیهی، عضو هیات علمی دانشگاه قم تهیه و تنظیم کرده و در اختیار فصلنامه قرار داده است که بدین وسیله از ایشان قدردانی می شود.

خلاصه ماشینی:

"3-باتوجه به این حقیقت که معمولا مردم از تأسیس مدرسه و استخدام معلمان و پرداختن حقوق مستمر به آنها ناتوان‌اند،چگونه می‌توان پذیرفت که برای تعلیم و تربیت‌ کودکان و نوجوانان و اکثریت افراد،حکم اولی وجود نداشته باشد و صرفا آموزش به‌ فرزندان افراد ثروتمند اختصاص یافته باشد؟!دولت اسلامی در فراهم آوردن محیط آموزشی،تربیت و استخدام معلم وامکانات لازم وظیفه دارد؛گرچه می‌توان تمام هزینه یا بخشی از آن را از اولیای توانمند بگیرد و اولیا هم می‌توانند معلمان خصوصی برای‌ فرزندان خود استخدام کنند. قابسی پس از بیان مسؤولیت شرعی و اخلاقی پدر نسبت تحصیل فرزند،فروعی را مطرح می‌کند و می‌گوید:پدری که توان مالی دارد و برای آموزش فرزندش اقدام نمی‌کند، آیا از ناحیه حاکم مجبور به اقدام می‌شودیا نه؟او را باید به زندان ببرند یا شلاق بزنند یا نه؟ وی می‌گوید:اگر شما به مجبور کردن هم فتوی ندهید،لااقل باید بگویید وی از طرف حاکم‌ به این وظیفه ترغیب بشود و برایش توضیح داده شود که این وظیفه تا حدودی واجب و بیش‌ از حد واجب هم مصداق احسان است و نباید نسبت به فرزندش بخل بورزد و نیز باید وی را متوجه کرد که تخلف از وظیفهء پدری جرم است و شرعا گناه به حساب می‌آید. قابسی به‌عنوان یک مربی سعی می‌کند که احساس وظیفه نسبت به امور تربیتی را نیز در معلمان زنده نماید و آنها را ترغیب کند تا در برابر رفتارهای نابهنجاری که در مکتب‌خانه‌های قرن چهارم هجری کم‌وبیش رایج بوده است؛بی‌تفاوت نباشند و وظیفهء خود بدانند که ازکارهایی مانند دزدی،ربا،فسادانگیزی و بزهکاری جلوگیری کنند و بدانند که بی‌تفاوتی در این امور،به تکرار و عادی شدن خلاف در میان دانش‌آموزان منجر می‌شود و به بی‌ارزشی دین واخلاق می‌انجامد و در نتیجه،مردان و زنان آیندهء جامعه‌ تبهکار و ناصالح خواهند شد."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.