Skip to main content
فهرست مقالات

درباره ی مرگ و مرگ اندیشان

نویسنده:

مترجم:

کلید واژه های ماشینی : مرگ ، زرتشت ، زندگی ، زمین ، اخلاق ، بیمار ، مرد ، غریزه‌ی ، مرگ و مرگ اندیشان ، خواب

خلاصه ماشینی:

"چرا چنین است؟ &%02623QRAG026G% شک نیست که او بیش از همه‌ی جانوران دیگر بر روی هم،دل به دریا زده و نوآوری کرده و درگیر شده و با سرنوشت در افتاده است؛او،آن آزمونگر بزرگ با خویش،آن ناخرسند،آن سیری ناپذیر که بر سر سروری نهایی با حیوان و طبیعت و خدایان در کشاکش است-او،که هنوز شکست نخورده است،آن همیشه آینده‌نگر،که از دست نیروی زورآور خویش آسایش ندارد،آن چنان که آینده‌اش همچون نیزه‌ای بی‌رحمانه در تن هر اکنونی فرو می‌رود -چه گونه تواند بود که چنین جانور دلیر و پرمایه در-خطرترین نباشد و در میان تمامی جانوران بیمار درازتر و ژرفتر از همه بیمار نباشد؟ انسان بارها چندان از خود سیر شده است که این سیری بیماری فراگیر شده است (چنان که دور-و-بر سال 1348،در روزگار رقص مرگ)؛اما همین تهوع،همین خستگی، همین دل‌آشوبه از خود-همگی چنان پرزور از او بیرون زده است که خود همان دم دوباره زنجیری تازه شده است. زندگی مگر نه آن که خوار داشتن میرندگی‌ست و نکبت زدگی و سال‌خوردگی؟مگر نه همواره قاتل بودن است؟-و با این همه،موسای پیر[در ده فرمانش]گفت: «قتل مگن!» * آخرین کلام-به یاد باید آورد که مپراتور آگوستوس،آن مرد ترسناک،که می‌توانست چندان خویشتن‌دار باشد و چندان در سخن گفتن پروا کند که هر سقراط خردمند-همین آگوستوس با آخرین کلام‌اش،یا بر زبان آوردن این که ماسکی بر چهره داشته است و نقشی باز می‌کرده است،پروا را نسبت به خویش کنار گذاشت:او بر تخت امپراتوری در نقش پدر سرزمین پدری و خداوند خردمندی چنان نمایشی داده بود که از خود چنان نقش خیالی آفریده بود."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.