Skip to main content
فهرست مقالات

از خود بیگانگی

نویسنده:

ISC (13 صفحه - از 71 تا 83)

خلاصه ماشینی:

"اما در عصر جدید، بخصوص از زمان هگل (1770ـ1831) به این سو، مفهوم از خودبیگانگی یا بی‌خویشتنی معنای منفی پیدا می‌کند و تقریبا در همه حوزه‌های علوم انسانی، اعم از جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، فلسفه و حتی روان‌پزشکی به عنوان یک آسیب و بحران که هویت انسانی را هدف قرار داده و او را نه تنها از مسیر کمال دور می‌کند، بلکه سلامتی انسان را نیز تهدید می‌نماید به کار رفته است. چگونه ممکن است انسان خود را ببازد و یا خود را از دست بدهد، آیا این تناقض نیست؟ همچنین مگر ممکن است انسان خود را فراموش کند و از یاد ببرد؟ انسان زنده همواره غرق در خود است، هر چیزی را با اضافه به خود می‌بیند، توجهش پیش از هر چیز به خود است، پس فراموش کردن یعنی چه؟ با توجه به آنچه درباره هویت واقعی انسان از دیدگاه قرآن بیان شد، پاسخ به این سؤالات روشن است؛ زیرا بسیاری از انسان‌ها خود حقیقی‌شان را فراموش کرده یا از آن غافل شده‌اند، خود حقیقی‌شان را فروخته و در ذات خویش دچار زیان شده‌اند. در اینجا سؤالی مطرح می‌شود و آن اینکه آیا موحدان و مؤمنان که خدا را حاکم بر خود و سرنوشت خود می‌دانند و خواست او را بر خواست خود ترجیح می‌دهند و تسلیم او هستند و به کلی خود را فراموش می‌کنند دچار از خودبیگانگی نیستند؟ در پاسخ باید گفت: همان‌گونه که قبلا پیرامون هویت واقعی انسان بحث کردیم و به این مطلب اشاره شد که انسان هویت «از اویی و به سوی اویی» دارد و حقیقت و هویت او عین ربط به خداست، تسلیم خدا شدن، عین بازیافتن خویش است."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.