Skip to main content
فهرست مقالات

شب معمولی خانواده ادب و هنر

نویسنده:

خلاصه ماشینی:

"او سعی می‌کرد تا انشائی را که باید روز بعد سر کلاس می‌خواند تمام کند اما با بلند شدن هر فریاد فکرهایش‌ مثل جوجه‌گنجشک‌های وحشت‌زده از ذهنش‌ فرار می‌کردند و دستانش همچنان به روی‌ ورق کاغذ بی‌حرکت باقی می‌ماند. شب شمال تاریک و نیمه سرد بود ستاره‌ با سرعت از کوچه بیرون دوید و به‌ زودی خودش را در خیابان یافت از آغاز خیابان تا روی پل راه زیادی نبود اما ستاره که‌ از سایه‌های درختان می‌ترسید تمام راه را با دویدن طی کرد فضای روی پل مثل همیشه‌ از صدای رودخانه و صدای قورباغه‌ها پر بود و تا دوردست عابری به چشم نمی‌خورد ستاره‌ نفس‌نفس زنان در گوشه‌ای از پل ایستاد و به روی دیواره پل خم شد. ستاره همان‌طور که روی لبه پل‌ خم شده بود ریزش اشک را روی گونه‌هایش‌ احساس می‌کرد و پوست نرم صورتش می‌سوخت‌از روی پل تا زیر پل چند پله بیشتر فاصله نبود وقتی سوزش پوستش زیاد شد تصمیم گرفت‌ خودش را به کنار آب برساند و صورتش را بشوید."

کلید واژه های ماشینی:

مادر ، دختر ، فریاد ، پدرومادر ، صدای فریادها بلندتر ، صدای پای مادرش ، شب معمولی خانواده ، فکر ، آب ، ستاره دستش


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است ورود پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.

تحتاج دخول لعرض محتوى المقالة. إذا لم تكن عضوًا ، فتابع من الجزء الاشتراک.
إن كنت لا تقدر علی شراء الاشتراك عبرPayPal أو بطاقة VISA، الرجاء ارسال رقم هاتفك المحمول إلی مدير الموقع عبر credit@noormags.ir.

You need Sign in to view the content of the article. If you are not a member, proceed from part Membership.
If you fail to purchase subscription via PayPal or VISA Card, please send your mobile number to the Website Administrator via credit@noormags.ir.