Skip to main content
فهرست مقالات

اشاراتی درباره تحول فعل در فارسی دری

نویسنده:

(10 صفحه - از 987 تا 996)

کلید واژه های ماشینی : فعل ، اسم مفعول ، تحول فعل در فارسی دری ، فعل مجهول ، قدیم ، پیشوندهای ، زبان ، پسوند ، صفت ، فعلهای معین

خلاصه ماشینی:

"(1)- Grammaire historique یا Grammaire Diachronique (2)- Grammaire synchonique (3)- Grammaire Descriptive اگر این تحول را در پهلوی و فارسی باستان نیز دنبال کنیم در بیشتر موارد به همان نتیجه می‌رسیم مثلا می‌بینیم که زبان ترکیبی‌1فارسی‌ باستان که در آن اسم یا صفت یا ضمیری خاص صورتهای متعدد و ساختمانهای‌ پیچیده‌ای داشته بدل به زبان تحلیلی‌2فارسی دری گردیده که اسمها و صفات و ضمایر آن ساده شده است و وجوه فعل از شش تا هفت وجه به سه تا چهار وجه تقلیل یافته است. 8-منسوخ شدن زمانهای مرکبی که با اسم مفعول کوتاه‌ ساخته می‌شده‌اند-در فارسی دری قدیم مانند زبان پهلوی دو نوع اسم مفعول‌ بوده است که از هر دو برای ساختن زمانهای مرکب افعال(ماضی نقلی، ماضی بعید،ماضی التزامی،فعل مجهول)استفاده می‌شده. «به»و«مه»مانند پهلوی نیز باهم جمع می‌شده‌اند مانند بمنگر و بمگذر و بمنشین مثال از سبک خراسانی در شعر فارسی نوشته دکتر محمد جعفر محجوب ص 271: بد گشتی از آن‌که با بدان آمیزی‌ با دیگ بمنشین که سیه برخیزی (فرخی،ص 448) نگه کن تا چه باید هردوان را وزین دو کز تو پرسیدم بمگذر (فرخی،ص 82) 13-تحول فعل مشترک-فعل معروف به فعل وصفی یعنی اسم مفعولی‌ که کار فعل را می‌کند و بهتر است آن را«فعل جانشین»یا«فعل مشترک»بنامیم‌ در قدیم به‌ندرت بکار می‌رفته است. در اوایل فارسی دری استعمال آن در جمله به‌ صورت قید و جملهء قیدی فراوان بوده اینگونه فعلها که در حقیقت از تحول بعضی‌ از جمله‌ها و گروههای قیدی قدیم حاصل شده‌اند از زمان صفویه و یا شاید پیشتر از آن به جای ماضی مطلق،ماضی استمراری،مضارع التزامی،امر و هر فعل دیگری و برای هر شخص و هر وجهی به کار می‌رفته است."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.