Skip to main content
فهرست مقالات

شب واپسین

نویسنده:

(1 صفحه - از 72 تا 72)

کلید واژه های ماشینی : آسمان ، شب واپسین ، ام‌کلثوم آشفته‌خاطر از بی‌تابی پدر ، مسجد ، ام‌کلثوم ، چوبی ، بی‌تابی ، مرگ ، کوچه‌های کوفه ، علی از آسمان چشم

خلاصه ماشینی:

"» ام کلثوم آشفته خاطر از بی‌تابی پدر، گاه بر ایوان می‌آید و گاه به اندرون‌ می‌رود:«علی را چه شده است امشب که‌ چنین بی‌تاب به آسمان چشم دوخته است؟ پیش از اینش دیده بودیم. علی از آسمان چشم برمی‌گیرد و نگاه می‌کند به ام کلثوم و حسن که اینک‌ اندکی آن سوتر ایستاده است: -به خدا قسم دروغ نمی‌گویم و به من‌ دروغ نگفته‌اند این است که شبی که مرا وعدهء شهادت داده‌اند. علی برمی‌خیزد و آهنگ مسجد کند اینک آسمان تنها برای یکبار نظاره‌گر واقعه‌ای است که دل سنگ را به لرزه‌ درمی‌آورد. ام کلثوم به گوشه‌ای‌ می‌خزد و علی با گامهایی استوار به سوی‌ مرگ می‌رود که سالهاست روزان و شبان‌ را به انتظار این سحرگاه شمرده است. می‌رود چونان کشتی نوح در شب‌ ظلمانی طوفانی،و با وقاری تمام از پله‌های‌ مأذنه بالا رفته،صدایش به صلاح و سداد در کوچه‌های کوفه طنین‌افکن می‌شود و اینک،این صدای علی است پیچیده در صحن مسجد؛«الصلوة،الصلوة»."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.