Skip to main content
فهرست مقالات

به رنگ نیلوفران (شعر) (چند غزل از زنده یاد سید محمد عباسیه کهن)

نویسنده:

شاعر:

(2 صفحه - از 34 تا 35)

کلید واژه های ماشینی : زنده‌یاد سید محمد عباسیه کهن، رنگ نیلوفران، زن، غزل از زنده‌یاد، عشق، آب، آتش، شاعر، مثل ابر، دریای دل پریشان عبث

خلاصه ماشینی:

"آتشفشان زخم با گریه گفته بود در آن شب به من کسی‌ تا دل نسوخت با تو نگوید سخن کسی‌ در عمق زخم جان من آتش گداختند آتشفشان به یاد ندارد چو من کسی‌ دیری‌ست در خرابه‌ی دل،مرده است عشق‌ آخر نخوانده مرثیه‌ای یک دهن کسی‌ یعقوب اگر به پیرهنی داشت دلخوشی‌ از یوسفم نداد به من پیرهن کسی‌ پاییز بود و لاله در آغوش خاک سرد حاجت نداشت هیچ به غسل و کفن کسی‌ در حفظ آبروی شما غرق بوده‌ام‌ فریادرس نداشتم از مرد و زن کسی‌ من مرگ را به چشم چشیدم در آن غروب‌ جز آفتاب داشت دل سوختن کسی؟ به رنگ نیلوفران رهیده‌ام از غبار هستی،که دیده‌ام دل چو آب دارم‌ شدم گل آفتابگردان،که ریشه در آفتاب دارم‌ کدام دست نسیم باید،گشاید از غنچه عقده‌ی دل؟ به رنگ نیلوفران برکه،ترقی از پیچ و تاب دارم‌ گهی چو موجم ز خود گریزان،گهی چو دریای دل پریشان‌ عبث چو فریاد در بیابان،من انتظار جواب دارم‌ چو عابری در چارسوی تحیرم در دیار غربت‌ که نه رفیق طریق با خود،نه رخصت انتخاب دارم‌ هلا،هلا!ای پرنده‌ی اشک،از آشیان نگاه پر زن!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.