Skip to main content
فهرست مقالات

خاطره: آقای باگذشت

نویسنده:

(4 صفحه - از 36 تا 39)

کلید واژه های ماشینی : سیگار ، دود سیگار ، باگذشت ، بوی عطر بچه‌های پاپیون ، کلاس ، شوالیه ، تصاویر ، پاپیون ، دست آقای باگذشت ، سیگار کنت

خلاصه ماشینی:

"آقای باگذشت که گویا مخاطب خود را می‌دید که آن بالا در آن پوستر و در آن‌ قصر سفید نوک تپه چشم به او دارد و شاید با او بای بای می‌کند،سیگاری‌ دیگر که هنوز به نیمه نرسیده بود،روشن‌ کرد و سیگاری را که تازه گیرانده بود از روی حواس پرتی خاموش کرد و سیگار قبلی را میان دو انگشت گرفت و خطاب‌ به تصویر شوالیه باز شروع کرد به‌ حرف زدن: -اما حالا،اما حالا،نیم ساعت‌ دیر می‌روی سر کلاس،همه دادشون‌ درمیاد!آخه چیزی هم به آدم نمی‌گویند. جاسیگاری دیگر جا نداشت و آقای باگذشت در حالی که‌ داشت از عصبانیت بالا می‌آورد، سیگارش را که نمی‌دانست کدام سیگار است خاموش کرد و بعد از چندی‌ دوباره روشن کرد و آمد چیزی بگوید که‌ صدایی شنید!صدا از هیچ طرف نبود اما از همه طرف پخش می‌شد!آقای‌ باگذشت دوروبر خودش را نگاه کرد."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.