Skip to main content
فهرست مقالات

فرمانده فداکار

گزارشگر:

(3 صفحه - از 51 تا 53)

کلید واژه های ماشینی : فرمانده فداکار ، ژاندارمری ، پادگان ، کردستان ، ارتش ، شهر ، آب ، مانوریست نظامی ، شهر جزء خاک کردستان ، مرزهای کردستان و عراق

خلاصه ماشینی:

"روزها یکی بعد دیگری سپری میشد واردی‌بهشت که رشک بهشت برین‌ بود رفته‌رفته پایان مییافت که در نیمه شبی که سکوتی عمیق شهر را فراگرفته‌ بود،صدای رگبار تیر از ارتفاعات سکوت را شکست و وقوع حادثه را اعلام‌ و مرا از بستر برون کشید. بمرکز دسته که رفتم افراد را همگی حاضر و آماده دیدم محافظین اداره‌ تقویت گردید و بمعیت بقیه آنان در پادگان نظامی حضور یافته و خود را بفرماندهی پادگان که سرگردی بود و آنروز یاورش مینامیدند معرفی کردم. چون فرمانده قسمتی مستقل بودم فرمان داد تا در معیتش باشم در این موقع‌ وظیفه واحدها تعیین گردیده بود و هر قسمت بسوی مأموریت محوله خود روان شده بودند. منکه تا اینموقع متحیر و مردد بودم،که آیا این صحنه مانوریست‌ نظامی یا حادثه ایست حقیقی،موقعی بمانور بودنش اطمینان یافتم که در آنشب چون روز روشن این افسر را بدون رعایت هیچگونه احتیاطی بازدید کنان چون میدان مشق از سنگری سنگر دیگر و از سوئی بسوی دیگر روان دیدم."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.