Skip to main content
فهرست مقالات

آهنگ بدیع یا نیرنگ جدید

نویسنده:

(2 صفحه - از 28 تا 29)

کلید واژه های ماشینی : آهنگ بدیع، آهنک بدیع نیرنگ جدیدی، رئیس محفل بور مونث، آهنک بدیع، نیرنگ جدید، حیفا، بهائیان، یهودی، جاده، روحانی

خلاصه ماشینی:

"(دلقت‌بازی یعنی چه؟ کمتر کسی است که اگر یکبار؟؟؟بروند؟؟؟باشد که در صحنه‌های تبائر و تماشاخانها یک دلقک بازی است که با قهرمان تیاتر رقابت کرده از راه مسخره‌بازی و لودگی دنبال آنقهرمان رفته هنرهای‌ او را تقلید میکند و مردم را میخنداند مثلا اگر قهرمان بازی پهلوانیست‌ که ده مطر میپرد او هم یکمتر میپرد و باز هم بر زمین خورده لنک و پاچه‌اش بهوا میرود یا اگر جوان رعنائی با دختر زیبائی دانس میکند او هم پیره زال بد ترکیبی را آورده با حرکات نازیبا جستهای خنده‌دار بخود میدهد این را دلقک‌باز میگویند ولی در اروپا غالبا آدمک مقوائی‌ و آهنی را بدلقک‌بازی میگمارند یعنی آنرا کوک میکنند و بر زمین‌ میگذارند معلق میزند و بعضی حرکات مضحک انجام میدهند زیرا انسان‌ شریف از شان خود بعید میداند که مقلد و مسخره چی باشد و حرکات بی‌حقیقت و دروغ و تصنع و تقلید از خود نشان دهد اما اهل‌ بهاء دلقک‌بازی را بصورت جدی انجام میدهند فرضا تشکیلات پارلمانی‌ را از فراکسیونها و کمیسیونها درداخله خودشان بنام لجه و محفل انجام‌ میدهند محفل روحانی در میانشان حکم پارلمان دارد و لجنه درس اخلاق‌ لجنهء مکاتبات لجنهء تهذیب(این یکی که معنی دارد بنام تهذیب از یادگار های آواره است)آدم هست که در همهء این لجن‌زارها عضویت دارد برای اینکه عده کافی ندارند خدا روحش را با روح عباس افندی ناشاد کند زین العابدین شهیدزاده یزدی نامش را محفل مکاتبات و لجنهء مراسلات نهایدم زیراجز خودش احدی بآن لجنه نمیرفت چه که نه آش‌ نه یلوی داشت نه دستگاه و ریاستی او خودبخود هرچه دلش میخواست‌ مینوشت و به اطراف میفرستاد مثلا مرغ فلان احباب بتخم آمده و آن‌ دیگری مرغش از تخم رفته و آن یکی ماکیانش جوجه برآورده آن یکی‌ خروسش را پر کنده‌اند و دیگری مرغش را شل کرده‌اند یاد دارم که‌ چون مراسلات او برای عباس افندی میآمد و در آن شرح خدمات‌ فلان و بهمان را نوشته بود افندی می‌خندید و میگفت اربابی یک نوکر داشت‌ ولی همیشه صدا میکرد بچه‌ها آدم‌ها نوکرها اینک احبای ما هم در هرجا سه نفرند محفل روحانی تشکیل میدهند یکی را رئیس میکنند دیگری را رئیس محفل اصلاح میکنند و آن یکی را محفل تقدیس چنانکه در همین‌ مجلهء آهنک بدیع دیدم اسلمنت یهودی را رئیس محفل بور مونث نوشته‌ و هم نماینده احبای مور مونث در لندن:بیچاره افتادم که ندیده و خبر ندارند گفتار من و آقای نیکو هم مفرضانه میدانند اما شما که اینطور را میخوانید بدانید بخدائی که جان آیتی در قبضه قدرت اوست بور مونثی‌ که من در آنجا موعود شدم و همین اسلمت مهماندارم بود و یکهفته اقامت‌ کردم بی‌ثمر روحیاتش چنین بود که مینویسم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.