Skip to main content
فهرست مقالات

پنج سؤال دینی: فصل هفتم - تهمت (15)

نویسنده:

(1 صفحه - از 5 تا 5)

کلید واژه های ماشینی : تهمت ، حبیبه ، فصل هفتم ، خنجر ، الملک خلیفه اموی ، سردار ، عبد الملک خلیفه ، درب منزلش ، دق الباب ، کوبنده درب

خلاصه ماشینی:

"چون هیچ‌گونه رابطه و آشنائی بین سعید و پسر زیاد نبود که آمدن وی را سعید متضمن آن بداند و نیز معلم حبیبه‌ هیچوقت گمان نمیکرد که کاری برای پسر زیاد پیش آید که گره‌اش بدست وی باز شود،تا سعید خود را قانع نموده و آمدن‌ وی را در آن صبح زود منوط بدان امر بداند،از اینجهت و بهمین لحاظ سعید حتم کرد که خلیفه از شیعه بودن وی آگاهی‌ یافته و از وجودش در جمعیت ضد اموی با خبرگشته و از مأموریت وی در دار الخلافه مطلع گردیده است و اکنون سردار خود را برای دستگیریش فرستاده. اسم حبیبه که پیش‌ آمد سعید را قدری در اقدامش سست گردانید و گمان کرد پیش- آمد سوئی را قدری در اقدامش سست گردانید و گمان کرد پیش- آمد سوئی برای وی اتفاق افتاده است و خواست باین موضوع‌ پی ببرد و بفهمد که منظور و مقصود«پسر زیاد»از«کار حبیبه و وضعیت او»چه میباشد از اینجهت از کشتن پسر زیاد موقتا صرفنظر کرد و در حالیکه خنجر را دو مرتبه در سینه خود بقیه در صفحه 18"

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.