Skip to main content
فهرست مقالات

مشکل ویدا

نویسنده:

(4 صفحه - از 12 تا 15)

کلید واژه های ماشینی : ویدا ، مادر ، مربی ، مدرسه ، پدر و مادرم ، مشکل ، دانش‌آموز ، مادر ویدا ، معلم ریاضی ، هفته

خلاصه ماشینی:

"گفتم:از چه زمانی به این ترتیب پیش‌ پدرت می‌روی؟ گفت:وقتی من سه ساله بودم پدر و مادرم‌ از هم جدا شدند و من از سه سالگی تا کلاس‌ چهارم پیش پدر و مادربزرگم بودم،ولی یک‌ روز که پدرم دنبال من کرد و دستم شکست، عمه‌ام آمد و مرا به نزد مادرم آورد. به هر صورت با راهنماییهایی که به‌ مربی شد،بعد از چهار هفته به بازدید منزل‌ رفت که گزارش آن به شرح زیر است: بازدید منزل،مصاحبه با مادر دانش‌آموز -در ساعت پنج بعد از ظهر روز 28/9/64 طبق‌ قرار تلفنی که از قبل با مادر ویدا داشتم و می‌دانستم ویدا در خانه نیست،به دیدن مادرش‌ رفتم. مادر ویدا خانمی تحصیل کرده و کارمند یکی از شرکتهای خصوصی است،شروع به‌ صحبت کرد و گفت:حدود هشت سال پیش که‌ ویدا سه ساله بود،از پدرش جدا شدم. ممکن است‌ این عدم وجود آسایش،از رفت‌وآمد بین منزل‌ شما و منزل پدرش باشد؛آیا تابه‌حال به این‌ مسأله فکر کرده‌اید؟ مادر ویدا گفت:من خودم هم وقتی با او دعوا می‌کنم،خیلی ناراحت می‌شوم،ولی روی‌ درس خواندن خیلی حسیاسیت دارم. ویدا در خانواده پدرش نتوانسته از شرایط مناسبی برای درس خواندن‌ برخوردار باشد تا یکسال و نیم قبل که به‌ خانه مادرش کوچ داده شده است. البته این در حالی بوده است که هر هفته یکی دو روز پدرش را هم می‌دیده و همیشه به این امید بوده که زمانی دوباره پدر و مادرش را در کانون خانواده و در کنار هم ببیند،ولی از چهار ماه قبل که مادرش با مرد دیگری‌ ازدواج می‌کند،این امید ویدا بکلی قطع‌ می‌شود و با ورود یک مرد غریبه به نام‌ ناپدری در خانواده،ویدا احساس می‌کند که‌ مادرش را هم از دست داده است."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.