Skip to main content
فهرست مقالات

نخستین روزی که معلم شدم (تجربه ها و خاطرات معلمان ابتدایی)

گزارشگر:

(2 صفحه - از 36 تا 37)

کلید واژه های ماشینی : معلم ، خاطرات معلمان ابتدایی ، کلاس ، تجربه‌ها و خاطرات معلمان ، کودکان ، مدرسه ، نخستین روز ، معلم‌های دبستانی ، حرفه‌ای ، معلم سر کلاس

خلاصه ماشینی:

"-وقتی بچه‌ها در حیاط مدرسه به ترتیب قد صف بستند،سه نفر، سه نفر روانهء کلاسشان کردم و بعد با آخرین نفر آنها وارد کلاس شدم. آنها را دوباره‌ به حیاط بردم و با نظارت بیشتر من به کلاس وارد شده و نشستند،اما باز هم‌ به ترتیب قد نبودند!آن روز متوجه یک واقعیت شدم که آدمها از نظر قد و اسکلت سه گروه هستند:گروهی نیم‌تنه بالایشان بلندتر است،گروهی‌ استخوانهای پایشان نسبت به تنه بلندتر است و گروه سوم تقریبا در هر دو قسمت عادی و مساویند. به هر حال زنگ اول پس از به ترتیب قد کردن دانش‌آموزان و یاد دادن بعضی از کارها به آنها مثل ورود به کلاس،خروج از کلاس،پای‌ تخته رفتن،اجازه گرفتن،به نوبت حرف زدن،سر جای خود نشستن،حاضر گفتن،نگهداری از کتاب‌ها و دفترچه‌ها،بچه‌ها را به حیاط فرستادم؛البته‌ زنگ نداشتیم تا طنین نخستین روز دبستان با خاطراتشان عجین گردد؛ درست همان‌گونه که هنوز طنین نخستین زنگ مدرسه در گوش من‌ می‌پیچد."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.