Skip to main content
فهرست مقالات

داستان (خط قشنگ)

نویسنده:

(3 صفحه - از 67 تا 69)

کلید واژه های ماشینی : گلهای باغچه، آب، فکر، گلهای باغچه آب، چشمهای مهربان مادرم، پدرم سر فروش خانه، آب دادن به گلهای باغچه، لیوان آب، دوستانم از پدرانشان حرف، خوب

خلاصه ماشینی:

"باورم نمی‌شد که مادرم مرده باشد،ولی زمانی متوجه‌ این حقیقت تلخ شدم که او را برای همیشه از خانه ما بردند و من یگانه‌ حامی‌ام را از دست دادم. پدرم همیشه برایم کفش، کیف،لباس و چیزهای دیگر می‌خرید و شاید فکر می‌کرد من فقط به‌ همین چیزها احتیاج دارم. فکر کردم شاید بر اثر درددلهایی‌ که با مادرم داشته‌اند،بداند که پدرم از چه چیز ناراحت است. ولی او هم،همان حرف دایی را زد،با این تفاوت که کمی هم ناله و نفرین نثار پدرم کرد و گفت که مادرم هم از دست او دق کرد و مرد. امیدوارم‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) که مرا ببخشی و فکر نکنی که آدم حق‌شناسی هستم ولی دلم می‌خواهد بدانی که من خیلی بیشتر از گلهای باغچه به‌وجود تو احتیاج دارم. فکر کردم شاید می‌خواهد به جایی سربزند و بعد از این‌که به خانه رسیدیم، حسابم را برسد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.