Skip to main content
فهرست مقالات

آغاز

(3 صفحه - از 1 تا 3)

کلید واژه های ماشینی : کاوه ، ضحاک ، ایران ، عزت ایران درفش کاویانی ، فریدون ، ملت ، کابی ، روس ، درفش کاویانی ، عزت

خلاصه ماشینی:

"گذشته از امید نجات ملی آیا نباید اگر هم ایران قدیم و نامدار تمام و منقرض شود جان دادن با افتخاری داشته باشد؟آیا سزاوار است بننگ و رذالت بآغوش وحشیان روسی بیفتد؟آیا برای یک دولت مسلمان عار نیست که بیحرکت تسلیم اسارت ابدی دشمنان دین خود گردد؟و بالأخره در صورت این نوع انقراض بیحرکت آیا ذره همدردی و نیکنامی در میان ملل دیگر دنیا برای ایران خواهد ماند؟ ایرانیان دور افتاده را فقط آرزو و حسرت آنست که ببینند بار دیگر ایران ثابت بکند که روح ملی او هنوز نمرده بیک جنبش پرشور و غیورانه یک مرتبۀ دیگر درفش کاویانی بر ضد اژدهای روسی{P1P}بلند شود و ریشۀ ستم ملت‌کش برانداخته گردد. آن شاعر بزرگ ایرانی با کمال فصاحت هم داستان ایجاد آن لوای حریت را سروده و هم در باب شکل و ساخت آن بواسطۀ کاوه و فریدون سخن رانده و اینک خلاصۀ آنچه دربارۀ آن بیرق بما بازگذاشته: {Sاز آن چرم کاهنگران زیر پای#بپوشند هنگام زخم درای# همان کاوه آن بر سر نیزه کرد#همانگه ز بازار برخاست گرد# خروشان همیرفت نیزه بدست#که‌ای نامداران یزدان‌پرست# کسی کو هوای فریدون کند#سر از بند ضحاک بیرون کند# چو آن پوست بر نیزه بردید کی#بنیکی یکی اختر افکند پی# بیاراست آنرا بدیبای روم#ز گوهر بر و پیکر از زر بوم# بزد بر سر خویش چون گرد ماه#یکی فال فرخ پی افکند شاه# فرو هشت زو سرخ و زرد و بنفش#همی خواندش کاویانی درفش# از آن پس هر آنکس که بگرفت گاه#بشاهی بسر بر نهادی کلاه# بران بی‌بها چرم آهنگران#برآویختی تو بنو گوهران# ز دیبای پرمایه و پرنیان#بر آنگونه گشت اختر کاویان# که اندر شب تیره خورشید بود#جهانرا از او دل پر امید بودS} از مورخین قدیم اسلام نیز طبری و ابو ریحان بیرونی شرحی از خروج کاوه و وصف این علم ملی آورده‌اند که تقریبا مطابق با بیانات فردوسی است."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.