Skip to main content
فهرست مقالات

مقالات: سلمالاگرلوف، خانم معلمی که جایزه نوبل گرفت

معرف:

(6 صفحه - از 16 تا 21)

کلید واژه های ماشینی : سلما ، زن ، نیلس ، سوئد ، مادر ، غاز نر ، کشتی ، کتاب ، سفر ، آکا

خلاصه ماشینی:

"سلما به خود اندیشید که اگر آن پرنده بهشتی باشد،می‌تواند او را شفا بدهد؟ چندی بعد که کشتی صاحب‌خانه در ساحل لنگر انداخت،او که‌ با خانواده‌اش برای بازدید از کشتی دعوت شده بود،ناگهان تنها و بدون‌ کمک دیگران از جا برخاست و از پلکان کابین ناخدا پایین رفت و درمیان‌ تعجب همراهان روی صندلی کنار مرغی که گفته می‌شد همان‌ مرغ بهشتی است،نشست! بخشی از قسمتهای آخر کتاب سفر شگرف نیلس هولگرسون را برای‌ شما انتخاب کرده‌ایم که می‌خوانید؛این کتاب داستان پسربچهء شلوغ و شیطانی به نام نیلس است که در اثر حادثه‌ای به«تومت»(آدمک،کوتولهء بسیار کوچکی که در افسانه‌های مردم سوئد جای خاصی دارد)تبدیل‌ می‌شود و هنگامی که به آزار جانوران خانه می‌پردازد،ناگهان غازشان‌ آکا به پرواز درمی‌آید و پسرک را، که به گردنش آویخته است،با خود به آسمان می‌برد و پسرک،بی‌آنکه‌ بخواهد،با او به سفری دورودراز می‌رود و نویسنده،ضمن شرح‌ وقایع این سفر،به آموزش هنرمندانهء جغرافیای کشور سوئد می‌پردازد. » نیلس که بر اثر این استقبال دلش گرم شده بود گفت:«گل‌بهار،از تو متشکرم!حالا از پدر و مادرم به من خبر بده!» -از وقتی که تو رفته‌ای آنها جز غم و غصه چیزی نداشته‌اند. » پدر گفت:«پس تو سر درنمی‌آوری که من برای چه می‌خندم؟فکر این‌که نیلس تلف شده است تمام نیرویم را از من سلب کرده بود. » آن‌دو به راه افتادند؛چند لحظه بعد نیلس پدرش را دید که غاز نر را زیر این بغل گرفته بود و کرک مخملی را زیر آن بغل،غاز نر مثل‌ تمام اوقاتی که در معرض خطر قرار می‌گرفت فریاد می‌زد: «کمک،بندانگشتی،کمک!» نیلس خیلی خوب صدای او را شنید؛اما از دم اصطبل تکان‌ نخورد."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.