Skip to main content
فهرست مقالات

معلم روشنایی (داستان)

نویسنده:

مترجم:

(5 صفحه - از 32 تا 36)

کلید واژه های ماشینی : هلن ، معلم ، داستان ، مدرسه ، آقاى گیلمن ، تامى ، آقاى گیلمن آنا ، دختر ، آنا و هلن ، معلم روشنایی

خلاصه ماشینی:

"هلن بعد از مسافرتش به مدرسه پرکینز تشنۀ دانستن شده بود و مدام از آنا سؤال می‌کرد و می‌خواست با او بیشتر حرف بزند و دانش‌بیشتری در اختیارش قرار دهد. به همین دلیل مجددا برای افرادی که به تامی کمک کرده بودند و تمام روزنامه‌های بوستون نامه نوشت و از آن‌ها به سبب کمک‌هایشان تشکر و سپاسگزاری کرد. خوب فکر کن ببین کس دیگری این داستان را برای تو نخوانده است؟» هلن در حالی که بغض کرده بود فت:«نه!نه!به هیچ‌وجه. » بعد در حالی که سعی می‌کرد خودش را کنترل کند گفت:«من مطمئن هستم که هیچ‌وقت این داستان را نشنیده‌ام. اما رفتار بچه‌های مدرسه و حتی معلمان و خود آقای آناگنوس با او تغییر کرده بود و هلن این تغییر را حس می‌کرد. آقای گیلمن آنا را به دفتر مدرسه صدا کرد و در مقابل چشمان بهت زدۀ آنا به او گفت که هلن فشار زیادی به خودش می‌آورد و باید خیلی بیشتر استراحت کند،چند روز بعد،سر کلاس ریاضیات،هلن کمی بیمار شد. روز دوشنبه اول وقت،آقای گیلمن آنا را مجددا به دفترش صدا کرد و خیلی رسمی به او گفت:«خانم سولیوان،مطمئنم که هلن بیش از حد توان به خودش فشار آورده است و من نمی‌گذارم او این رویه را ادامه دهد. » آنا که به شدت از این حرف‌ها متأثر شده بود با ناباوری گفت: «آقای گیلمن!چه‌طور به خودتان اجازه دادید چنین دروغ‌هایی را برای آن‌ها بنویسید؟حالا من باید هرچه زودتر هلن و میلدرد را به خانه ببرم تا مادرشان آن‌ها را ببیند و خودش قضاوت کند."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.