Skip to main content
فهرست مقالات

پراکنده ها: اشارات آشنا

نویسنده:

(2 صفحه - از 26 تا 27)

کلید واژه های ماشینی : عشق ، قرن هفتم ، قرن ششم ، اعرابى ، باغ ، قرن پنجم ، ابو المجد بن‌آدم سنایى ، پراکنده ها ، انصارى هروى ، تهران

خلاصه ماشینی:

"(به تصویر صفحه مراجعه شود) {UU}پراکنده‌ها اشارات آشنا{b57b} میر هاشم میری (به تصویر صفحه مراجعه شود) ابو الحسن علی بن عثمان هجویری،قرن پنجم{b58b} وقتی در خدمت شیخ خود می‌رفتم اندر دیار آذربایگان،مرقعه‌داری دو سه دیدم که بر سر خرمن ایستاده بودند و دامن‌های مرقعه پیش کرده تا مرد برزگر گندم در آن افکند. گربه‌ای بگرفت و در گردن اشتر بست و در بازار آورد و ندا می‌کرد:«که خرد اشتری به یک درم و گربه‌ای به چهار صد درم، هردو به هم؟»اعرابی دیگر آن بشنید،گفت:«چه ارزان است این اشتر،اگر آن ملعون در گردنش آویخته نبودی!»2 خواجه عبد الله انصاری هروی،قرن چهارم و پنجم{b60b} بو محمد جریری وقتی مجلس می‌گفت،یکی برخاست و گفت: «ای شیخ!دلی داشتم بس خوش و صافی و وقت صافی و بانظام."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.