Skip to main content
فهرست مقالات

رساله بستان راز و گلستان نیاز

نویسنده:

(21 صفحه - از 112 تا 132)

کلید واژه های ماشینی : امید ، رحمتت ، عجز ، احسان ، درد ، خداوند ، حقیر ، اسلام ، شرمنده ، جهان

خلاصه ماشینی:

"الهی تو شاهی و ما بنده‌ایم‌ به شاهی تو جمله نا زنده‌ایم تو پروردگار و همه بنده‌ات‌ تو فیاضی و جمله شرمنده‌ات ز فیض وجودت وجود همه‌ ز تو گشته پیدا نمود همه ز هستی نشانی ندارد جهان‌ به نور تو گردیده عالم عیان اگر لمحه‌ای باز داری نظر نماند برای دو عالم اثر گسسته شود رشته ممکنات‌ کند عود سوی عدم کائنات الهی الهی فقی توأم‌ به هر جا روم دستگیر توأم نباشد مرا از تو راه گریز ندارم ز حکم تو جای ستیز الهی امیدم به درگاه تو است‌ که سازی خدایا تو کارم درست به جنت مرا گر درآری عطاست‌ به دوزخ گرم می‌فرستی سزاست کسی سر نپیچد ز فرمان تو همه واله و مست و حیران تو الهی ای کریم متعال،و ای خلاق بی‌مثال،و ای قدیم لایزال،به چه زبان‌ ثنایت گویم،و چگونه طریق شکر و سپاست پویم،یا من تحیر فی ذاته سواه،تبارکت و تعالیت،انت الله لا اله الا انت تقدست اسماؤک،و جل ثناؤک،و عظمت نعماؤک، و لا تحصی آلاؤک. گر چه شود چشم به هر رهگذر دل نبود جز به تو امیدوار دیدهء ظاهر همه جا بنگرد دیدهء دل گشته تو را پرده‌دار در دلم نبود خیالی غیر دوست‌ ره ندارد دیگری آنجا که او است در شغاف قلب ذکرش کامن است‌ یاد او جا کرده اندر رگ و پوست ذکر او باشد شفای دردها غیر درد او،چه درد او نکو است الهی گاهی به خیال خود گمان می‌کنم که مطلب یافتن،و حاجت گرفتن‌ از تو سهل است،چون نیک نظر می‌کنم،در خود هیچ جهت استحقاق مشاهده‌ نمی‌کنم،نزدیک است که مأیوس شوم."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.