Skip to main content
فهرست مقالات

پنج سؤال دینی (فصل دهم - یک جلسه پرهیجان)

نویسنده:

(2 صفحه - از 4 تا 5)

کلید واژه های ماشینی : جمعیت ، حبیبه ، جلسه پرهیجان ، ماموریت ، جلسه جمعیت ضداموی شرکت ، اظهار ، رئیس جمعیت ، فرار ، لشگریان عبد الملک ، دار الخلافه بمنزل سعید

خلاصه ماشینی:

"لذا از من که تماس بیشتری با حبیبه دارم‌ خواهش کرد که رضایت ویرا تحصیل نمایم ولی من با این امر مخالفت کردم و در نتیجه نزاعی بین ما درگرفت و در موقعیکه‌ خواستم ویرا بقتل برسانم نمیدانم چه کسی از عقب سر خنجری‌ به پشت من فرو کرد و مرا از پای درآورد که من دیگر چیزی‌ نفهمیدم تا اینکه چند ساعتی قبل در خانه رئیس جمعیت بهوش آمدم‌ این بود جریان اصلی کار،که رفقا چه شاخ و برگهائی بآن دادند و چه تصورات و حدسیات غلط و بی‌جائی نمودند تا جائیکه می‌ خواستند بقتل من اقدام کنند و باید این نکته را تذکر دهم که‌ حبیبه در نجات من دخیل بوده زیرا بمجرد اینکه در دار الخلافه از زخمی شدن من اطلاع حاصل کرد فورا برئیس خبر داد و در نتیجه مرا بدین جا انتقال دادند که بحمد الله شفا یافتم. سعید پس از این بیانات،که ضعف کاملا بر وی مستولی‌ شده بود در گوشهء نشست و بمجرد نشستن وی رئیس جمعیت از جا برخاسته گفت:رفقا امیدوارم با توضیحات شیخ ابو سعید، رفع سوء تفاهم شده باشد و فعلا موضوعی که بسیار مهم و قابل‌ دقت میباشد عبارت از اینست که عبد الملک تصمیم جدی برای می‌ مبارزه و از بین بردن ما گرفته و ما باید اکنون یک تصمیم؟؟؟ اتخاذ نمائیم و به‌بینیم بچه اقدامی باید متوسل شویم."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.